تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
قريه است . در همان‌روز ورود صداى طبل و سرنا بلند و بندباز غريبى در ميدانچهء آن قريه مشغول بندبازى بود . هم در آن روز عصر را باران كمى باريد كه موجب نفع زياد بود . آن روز را راه چهار فرسنگ مسافت داشت .

روز دوشنبه 16 -

به طرف قريهء گجين تيول ميرزا حسين ساعد الملكى كه چهار فرسنگ و نيم مسافت داشت روانه شد . در عرض راه كاروانسرايى داشت مشهور به كاروانسراى گيلك كه بانى آن مرحوم خواجه محمد حسين گيلانى بوده و وجه تسميهء آن از اين جهت است . چه گيلك همان گيلانى را مىنامند . در اينجا [ 112 ] حذف مضاف قائل شويم معنى درست است . اعنى كاروانسراى شخص گيلانى . اين كاروانسرا از ابنيهء قديمهء غيرمسكونه است . يك ساعت و نيم كه اردسته منقضى شد به قريهء مزبوره رسيده در خانهء حاجى طهماسب كدخدا افتاده در آنجا منزل نمود . عصر آن روز نيز باران بناى باريدن گذارد ، بطورىكه از سيراب شدن اراضى عموم ناس كامياب و راضى شدند .

روز سه‌شنبه 17 -

به سمت قريهء تركمان‌چاى روانه گرديد . در عرض راه قريبا و بعيدا قراء معمورهء غيرمطموره از قبيل قراچمن و غريب‌دوست و مهمان‌دوست نمايان بود . بعد از ورود به خانهء حاجى قربان نام منزل نمود . قريهء مزبوره ملك ساعد الملك مرحوم است . به قدر سيصد چهارصد خانوار جمعيت و ده دوازده باب دكان دارد . عصر را باران رحمت باريدن گرفت . به قرارى كه صاحب‌خانه مذكور داشت حاجى عباسعلى نام مباشر دهات مرحوم سردار كل مردى است بسيار متمول ، و دزدباشى در حوالى اينجا دهى دارد كه خانه‌اش آنجا و خود در تبريز است . پسرهاى او با ايلات شاهسون همدست و متفقند و در صورت ايجاد فرصت و موقع حتى المقدور از ايذاء و اذيت و فساد و شرارت كوتاهى ندارند . حاج مشار اليه در تبريز هروقت صدايى بلند شود درصدد پرده‌پوشى و علاج و مشهور به « ايت حاجى عباسعلى » است . از قراچمن تا قافلانكو خاك محال گرمرود است . ماليات تركمان [ 113 ] از قرار مذكور يكصد تومان نقد و چهارصد خروار غله است . دو نفر كدخدا دارد . يكى محمد على بيك و يكى ابو الفتح بيك . بابا خان بيك امير آخور مرحوم ساعد الملك ضابط است . يك حمام هم دارد كه كار مىكنند . آن روز پنج فرسنگ طى مسافت شد .
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 139 | ايرج افشار