جلب نفعى يا رفع ضررى بديشان توسلى مىنمود توبيخ
« أَ يَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ »
را تحسين مىشمردند و ابناى ملوك به رعيتى ايشان استبشار مىكردند .
از جمله دولت انگليس تذكرهء رعيتى به نواب فرهاد ميرزا داده و بدين راه منتى بر وى نهاده بودند . چون حالت خود را با دولت عليهء ايران بر خلاف سابق ديدند استرداد تذكرهء مزبور را لازم دانسته و نواب معزى اليه زبان معذرت « 1 » به مفاد
گر رفت زلّتى ز سر لطف درگذر * گر بود . . . ز ره عفو درگذار
مترنم ساخته سند صريح و نوشتهء صحيح داد كه تبعهء دولت ايران است و از تبعيت دولت انگليس پشيمان .
« هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ » .
[ فايدهء چهارم : منات مسكوك روس ]
فايدهء اربعه - دولت روس را نوبتى حكم حتمى جارى و « پولىتيك » رسمى سارى آمده بود كه « منات » مسكوك از ممالكش خارج نشود [ 70 ب ] و چون
« مَناةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرى »
از سومنات ولاياتش به در نرود ، و سبزه على نامى را پى سراب نفع اخراج منات را فرات منافع شمرده و از مفاد « اكاد اغص بالماء الفرات » غفلت كرده حمل مناتى به خارج مىنمود و به صيقل آن سود زنگ خسران از مرآت « 2 » معاملات مىزدود ، منسوب به تقصيرش كردند و تمام مالش به ضبط دولت بردند .
دام هربار ماهى آوردى * ماهى اين بار رفت و دام برد
بيچاره «
أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ
، المضطر اذا دعا » دعاگويان براى كشف ضرر روى به درگاه سعادتپناه جناب اشرف امجد نهاد و استرداد مالش را عريضهء استدعا داد .
آنان كه از سلوك سابقهء دولت روس با تبعهء ايران آگاه بودند به نصيحتش گفتند آهن سرد مىكوبى و برف هامون به مژگان مىروبى . مالت كى مىدهد و كشتى مطلوبت از چنين گردابى كى مىرهد . از طلب ننشست و دست از منظور نشست . هرچند اصحاب عمرو بن عبدود گفته جواب و هذا على ابن ابى طالب گفت .
بالجمله جناب اشرف امجد خرق عادت كرده و مالش [ را ] تا نقير آخر از ضبط آن دولت به درآورد . به مژدهء
« هذِهِ بِضاعَتُنا رُدَّتْ إِلَيْنا »
و . . . و آيت
« لا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ »
را تبيان حال ياد نمود . [ 71 الف ]
هامش
( 1 ) . اصل : مقدرت .
( 2 ) . اصل : مرّات