تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣
استرضاى رأى بيضا ضياى اعليحضرت شاهنشاهى در اين معامله به حدّى جدّ و جهد داشتند كه در مجارى هر امرى از متعلقات مهم مزبور رضاى خود را تابع رضاى خاطر جناب اجل امجد داشته بودند . چنانچه كلا در مجلس جشن ميمون و مجمع انشاد و بيان فرمان مهر لمعان همايون كه به املا و تسويد جناب كفايت مآب مقرب الخاقان ميرزا محمد سعيد خان وزير دول خارجه سمت نگارش يافته بود و وصف محاسن مضامين و منشئآتش موقوف به زيارت عين يا مطالعهء سواد آن است عزّ صدور يافته بر خلاف قواعد معموله و تضاد رسوم متداوله طوعا و كرها هنگام اعلام مفاد فرمان قضا جريان چون اهالى و اعيان مملكت ايران برپا ايستادند و گوش هوش به استماع مضامين دلنشين آن نهادند . و نيز معمول سلاطين با تمكين ايران آن بود كه هنگام جلوس ، سر در ارگ براى جشن عيدانه و ساير جشنهاى ملوكانه ، سفراى دول خارجه را در بالاخانهء جنب سر در نشانيده بدين راه نوع امتيازى ايشان را حاصل بود . [ 68 الف ] در اين جشن . . . « 1 »
« إِنَّهُمْ عَنِ السَّمْعِ لَمَعْزُولُونَ »
در داده ايشان را از جلوس در آن مكان ممنوع و اين امتياز خاص را متروك و مرفوع داشتند .

[ كفايت سى و دوم ] [ : پيشكش نمودن اخراجات جشن وليعهدى ]

پيشكش نمودن اخراجات اين جشن سعادت سمات . مسوّد اوراق را منظور خاطر آن بود كه اين فقره را نيز چون ساير خدمات داخله و زحمات حاصلهء جناب اجل امجد كه هرروز مرّة غير مرّه و هر آن كرّة بعد كرّة از آن جناب به منصه ظهور مىرسد و ايراد عشرى از اعشار آن مستلزم استكتاب مجلدات بىپايان است در اين مختصر رساله صورت نگارش ندهد ، زيرا كه در جنب خدمات نمايان آن جناب و حالت تفويض و تسليمشان نسبت به اعليحضرت اقدس شاهنشاهى روحنا فداه كه « سر و جان را نتوان گفت كه مقدارى هست » ورد زبان حال ، و
بذل مال و صرف جان و نام و ننگ * در طريق عشق اول منزل است
بيان حال مقالاتشان است : صرف ده بيست هزار تومان و اداى اين‌گونه پيشكش در محضرى قابل تحرير و بيان نيست . ولى چون نكته‌اى لطيفه در اين مدعى بود به همان جهت ايراد نمود ، و هى هذه :
هامش
( 1 ) . يك كلمه ناخوانا .