تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
در اين قرون قريبه كه پيرمردان را در خاطر است يا از پدران خود استماع نموده‌اند احدى در ايران چنين جشنى به اين شكوه نديده و نشنيده است . در صرف اخراجات [ 68 ب ] با آنكه دينارى مصارف ديوانى را اگر بى جا رود كمال مشاحت و مضايقه مىفرمايند ، به قسمى اقدام رفت كه در انظار به سرف و تبذير مشتبه مىگشت ، در افواه عوام مثل ساير است كه از كيسهء خليفه خرج مىكند . محض رفع همين مقال مخارج جشن مزبور را از خود ادا فرمود كه اگر توهّم اسراف و تبذيرى رود خيال صرف مال ديوان قدرنشان به تبذير و سرف در مخيله خطور ننمايد .

[ كفايت سى و سيم ] [ : حقوق دول خارجه ]

در باب اجراى بعضى حقوق و امضاى برخى مطلوبات دولت سعادت منطوق نسبت به دول خارجه كه در ضمن هر فقره مراتب ارتقا و اعتلاى دولت ابد اقتضا در اين عهد خجسته نسبت به ازمنهء گذشته به حسن اهتمامات جناب اجل امجد سمت فضوح و شهود مىنمايد مشتمل بر چند فايده :

[ فايدهء اول : ميرزا ابراهيم خان باليوز بغداد ]

فايدهء اول - در ضمن مقدمه ايراد مىشود كه يكى از آشنايان صداقت‌نشان به بيان آن پرداخته مذكور ساخت كه در سنهء ئيلان‌ئيل هزار و دويست و شصت و يك هجرى كه سه سال قبل از ارتحال شاهنشاه خلد جايگاه محمد شاه نور الله مرقده به دار الامان بهشت جاودان است به حكم « تغرب عن الاوطان فى طلب العلى و سافر نفى الاسفار خمس فوائد : تفرج هم و اكتساب معيشة و علم و آداب و صحبت ماحد » از وطن مألوفش [ 69 الف ] عنان عزيمت به جانب دار المرز گيلان معطوف و چند ايام و ليالى در فرضهء « 1 » انزلى سفينهء مساحت را لنگر اقامت داده به مفاد
ذره‌ذره كاندرين ارض و سماست * جنس خود را همچو كاه و كهرباست
در اوقات توقف آن جزيره روز و شب را به ملاقات و صحبت عاليجاه مقرب الخاقان ميرزا ابراهيم خان باليوز بغداد كه در آن زمان مشير و مشار آن سامان بود مسرت و ابتهاج حاصل مىنمودند ، مذكور مىساخت كه روزى كشتى حال مشار اليه را در گرداب اندوه و هم گسسته‌بادبان و شكسته‌بنيان ديدم . به مقتضاى مصافات ظاهر و مؤالات باطن از علت آن علت مستفسر گرديدم . متحيرانه بر زبان آورد كه نمىدانم مآل حال ايران به كجا خواهد رسيد و عاقبت كار ايرانيان به چه خواهد كشيد .
هامش
( 1 ) . اصل : فريضه .