تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى ) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
معروض رأى بيضا ضيا داشت كه بدانچه رأى همايون اقتضا فرمايد [ 64 ب ] امضاى قضا و اجراى قدر همراهى نمايد . ولى اميد از عواطف ملوكانه آن است كه اندك زمانى در اين امر سعادت‌نشان بندهء جان‌نثار را امهال فرمايند تا به قسمى كه منظور نظر مهر اثر است اسباب كار را از هرجهت فراهم آورده خار هرگونه اختلال و اخلال را از شاهراه اين عزيمت زايل و اجماع حواس عموم دول را بر امضاى اين مدعا حاصل سازد و به لوازم تهيهء اسباب جشن ملوكانه به طريقى كه در انظار منتسبان هردولت . . . « 1 » عظيم و پسند افتد بپردازد . بعد از تشييد آن از حضور مهرنشان درصدد انجام و اتمام آن امر خطير برآمده در اندك زمانى اسناد امضا و تهنيت و نوشته‌جات رضا آغاز . . . خاتمت از عموم دول خارجه كه در اتفاق اين امر هريك را غرضى ديگر منظور بود و اجماعشان برين مهم خطير زياده مستبعد مىنمود حاصل و صادر فرموده عموم ايرانيان را از شاهزادگان عظام و علماى اعلام و امرا و حكام و كل من يشير . . . « 1 » اليه او ، برين مقدمه همدست و همداستان نموده چنانچه اوضاعى چيدند و تدارك انكار به قسمى ديدند كه انحصار امر وليعهدى بدان گوهر [ 65 الف ] ثمين شاهى و اختر برج شاهنشاهى معتقد باطن و مستشهد ظاهر عموم ناس آمد . و هم در آن اوقات كه امضا و اقرار دول خارجه را باطنا خواستگار بود و اتفاقشان را در اين امر جليل در كار مىدانست به نوعى وانمود كار كرد و جلوه‌گر انظار ايشان آورد كه پيش رعيت ، اظهار در امضا و اقرار اين كار از آن دول اثبات دواعى دوستى و اتحاد پيمودن طريق احترام و و داد است ، و الا در امور داخليهء خود نصب و تعيين وليعهدى دولت ابدمدت است ، محتاج به تصديق و اعتراف ديگران نيستيم و بر فرض عدم امضاى ايشان از عهدهء لوازم و محاسن مملكت دولت خود نمىايستيم . از جمله علامات اين اعتقاد آنكه قبل از وصول امضا و اقرار دول ، وقت و محل تفويض وليعهدى را در روزنامهء دولتى معين ساخت و به تقديم اكثرى از لوازم پرداخت و در ساعتى سعد جشنى سعيد براى اعلاء و اعلام آن امر شديد چيده يك هفتهء تمام در دار الخلافة الباهرة و ساير ولايات ممالك محروسه جشن ملوكانه برپا و اسماع هوا خواهان دولت ابد اقتضا از نغمات سرود و شادى پرنوا بود . تفصيل اين مقام در كتب
هامش
( 1 ) . يك كلمه ناخوانا .