[ كفايت سىام ] [ : تعيين وليعهدى ]
كه تميمهء بازوى كفايات و متمم انواع خدمات است انجام . . . « 1 » وليعهدى دولت و اتمام مهم جليل نيابت سلطنت ابد مدت است كه به حكم
« وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ »
تقديم هر خدمت و تحميل هر زحمت بدون اقدام آن ناتمام و به مفاد
« الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي »
« 2 » كمال كار دولت و استحكام امر شوكت منوط بدان خطب سعادت فرجام است .
تبيين اين مقال و توضيح اين اجمال آنكه قرار سلطنت ايران در سوابق احيان بر آن بود كه هر شهريارى نامدار وليعهدى از درارى آسمان سلطنت و درر درج خلافت تعيين مىفرمود و بعد از او وليعهد مزبور بر اريكهء دولت و عزت مكين [ 63 الف ] مىبود .
پس از انصراف دولت از دودمان سلاطين عجم و تغيير اسلوب شهريارى كسرى و جم چنانچه كتب تواريخ ناظر بر آن است اختلالى در اين امر خطير حاصل و صحت انضباط اين مهم جليل منتفى و زايل گرديد .
نسبنامهء دودهء كيقباد * ورق بر ورق داد گردون به باد
بعضى اوقات معدودى چند از سلسلهء واحد بوده آخر به امر سلطنت قيام كردندى و به واسطهء عدم استحكام امر وليعهدى نوبت شهريارى به سلسلهء ديگرى سپردندى ، و بسيارى از عهود يك نفر كه متكى اريكهء سلطنت گشتى محض كشيدن رخت از تخت . . . « 3 » متصدى امر مزبور گشتى و ايام شوكت احفاد و اولادش گذشتى . و بسط در اين مقال مقصود از تحرير اين اجمال نيست و اظهار معايب آن محتاج تفصيل و قال و قال نه . اضرارش منحصر به دودمان سلطنت نبود . بلكه در هر تغيير دولتى ابواب نهب اموال و سفك دماء بر چهرهء عموم خلايق مىگشود ، و استقرار سلطانى بر سرير سلطنت هر آن هزار قتل و غارت روى مىنمود .
لهذا در زمانى كه نيّر پرنور سلطنت و شوكت از افق طالع فيروزى مطاع اين سلسلهء عليه لامع و طالع آمد نواب غفران مآب آقا محمد شاه مبرور سكهء وليعهدى دولت را به نام سعادت فرجام [ 63 ب ] خاقان خلد آشيان مغفور فتحعلى شاه قاجار نور الله
هامش
( 1 ) . يك كلمه ناخوانا .
( 2 ) . يك كلمه ناخوانا .
( 3 ) . يك كلمه ناخوانا .