تحصيل حاصل است و تعجيلش تطويل لاطايل . اگر ماند ممنون . زحمتى از شما آيد در امرى غيرقطعى به حصول اولى مىنمايد .
روز ديگر تحويلدار خزانه را ديدم با بعضى ارباب حوالتش مقالت است و طرفين را از محاجه [ مداومت ] . اصلاح ذات البين را استعار ما به النزاع نمودم و رفع نقارشان را از مايهء كار استطلاع . صاحب برات چون ثالث [ را ] بىغرض ديد در مقام [ تعرض ] [ 41 الف ] كمال تعجب بر زبان آورده كه مىخواهد در عوض وجه براتم « انپيريال » دهد و به نرخ امروز تومانى چهار شاهى كسر آن است . گفتم در اين جزئى تسامح شايد . چه وجوه جمعى تحويلدار هم اكثرى « انپيريال » است و اين جزئى نه قابل قيل و قال . نظرى خشمآلود بر من [ كرد ] و بر زبان آورد كه پس بگوى هيچ نگيرم .
از ذكر همين دو حكايت حالت ساير بر ارباب فطنت ظاهر خواهد بود ، ان يرد اللّه قوما بخير فلا رادّه لفضله .
[ كفايت هشتم ] [ : سلوك دول خارجه ]
تغيير اسلوب سلوك دول خارجه با دولت عليه است كه سابقا تحصيل جواب مصافاتى را از آن دول ، عمدهء مهام شمردندى و به وصول جواب نامه اظهار مسرت كردندى ، و اينك به همت بلند شاهنشاه جمجاه دين پناه و حسن تدابير و كفايت جناب جلالت مآب هرروز سبقت استحكام مودّت از هردولت مىشود و به ارسال هدايا و تحف شايان و انفاد نشانهاى محبتنشان براى شاهزادگان والاشان و اركان دولت ابد اقتران قرع باب و داد و مصافات مىنمايند و عظم دوستى دولت عليهء ايران كه متدرجا از انظار سلاطين آفاق [ 41 ب ] محو گشته بود بيش از پيش پيشنهاد خاطر هريك گرديده است ،
« لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ فِي مَواطِنَ كَثِيرَةٍ » ،
فحمدا لله ثم حمد الله على ما كسانا رداء الكرم .
[ كفايت نهم ] [ : تعدد رعاياى خارجه ]
آنكه به تعدد رعاياى خارجه بواسطهء خريدن بروات به قيمت نازل و وصول وجه آن به زور سفرا بر وجه كامل صاحب مايهء گزاف و ساحب اذيال اعتساف گشته نزد تجّار آن مملكت محل اعتبار و از اكثر چاكران دربار فلك اقتدار و عموم حكام و ولات بلاد و امصار هميشه طلبكار بودند و به انواع طلبكارى اسباب خفت دولت آنها را فراهم مىنمودند ، بلكه به همينقدر اكتفا نكرده معاملات درب خانهء خدّام حرم سلطنت و