سبحانى كه بر رفع اين ذلت از اسلاميان قرار يافت دست و قلم مبارك شيم جناب اجل اكرم را ثانى يد بيضا « 1 » و عصاى « 2 » موسى كرده چنان ورق را برگردانيد كه در تجّار خارجه اعتبار ده تومان نماند ، و اگر مايه از خود بياوردند به كدّ يمين و عرق جبين در عرض سال به نفع ده نيم و ده يك كمال قناعت دارند .
و احسن محاسن اين تدبير آنكه سفراى دولت خارجه را درين باب « 3 » سر موئى رنجش اظهار نتوانستند كرد و يك كلمه سخن حسابى نتوانستند آورد . ازين ممر دو سالى يك كرور [ 38 الف ] از ايران به خارج عايد « 4 » مىگشت برگشت .
« تا بود چنان بود ، برگشت و چنين شد »
،
« فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً » .
الكلام يجر الكلام اشارت به آن دارد كه در اين مقام ايراد حكايتى رود .
مقرب الخاقان ميرزا شفيع وزير دار العبادهء يزد را با يكى از معارف تجّار آن ولايت شكرابى در ميانه واقع و مزاج سركار وزارت با او متغيّر گشته و اخذ هشت هزار تومان جريمه از آن شخص اقدام ، و تا خود را از قيد اتهام رهاند . مبلغ مزبور را با عريضهء ارادت شعار ارسال حضور سعادت دستور جناب اجل ارفع امجد داشت و نظر طمع در ارتصاد وصول تحسين و خلعت گماشته كيسههاى ممهوره را آوردند و كيفيت واقعه را مكتوبا و ملفوظا عرض كردند . ببين تو آن آيت رحمت چه كرد و آب چه نيكنامى بر روى كار دولت جاويد مدّت آورد . محرمى از نجباى خدّام حضور خود را مأمور [ كرد ] و فرمان مهر لمعان همايون مشتمل بر ضرب و شتم عامل يزد مرقوم و مسطور داشته نقود موجود را مصحوب او راهى و گسيل و در ايصال [ 38 ب ] تمام وجه به صاحب اولش او را وكيل فرمود . كمال تأكيد در اهتمام تعجيلش به اهتمام آورده رقمزدهء كلك بيان فرمودند كه اگر بايد مال هر رعيتى از او مأخوذ شود اقتدار و اختيار امثال دربار معدلت مدار البته زياده بر وزير يزد است . بايد تا دينار آخر در مسجد جامع وجه تاجر مقبوض و مأخوذش آيد و استرضاى خاطر او را به اكمل وجهى نمايد . « 5 »
هامش
( 1 ) . اصل : يد و بيضا .
( 2 ) . اصل : اساى .
( 3 ) . + نه .
( 4 ) . اصل : آيد .
( 5 ) . ظاهرا اين قضيه مربوط به حاجى احمد افشار است كه تفصيل آن در كتاب حقايق الاخبار خورموجى آمده است .