[ كفايت دوم ] [ : يك كرور مقروض روس ]
سابقا « 1 » رقمزد كلك بيان شد كه دولت عليهء ايران به يك كرور كه عبارت از پانصد هزار تومان باشد مقروض عرفى دولت روس گشته ، اين قرض چون قرض نفعى كه بر تاجرى باشد و هميشه بايد ربح تجارتش [ را ] در راه فرع آن داده مادام الحيات به اصل دين مديون و بدين واسطه در هر معامله مغبون باشد بر دولت عليه بارى گران و در شاهراه مهام دولت خار مغيلان گشته بود . نه بر خود [ 36 الف ] مىديدند كه يكباره ادا [ كنند ] و از قيد ذلتش رها آيند و نه استطاعت داشتند كه ذمهء غيرمنقوله را به قسمى ديگر برائت ظاهره حاصل نمايند .
سفراى دولت خارجه را دو چيز مايهء پيشبرد تحكمات وافر و امضاى مطلوبات خاطر گشته بود : يكى تهديد به انداختن بيدق ، و ديگرى وعيد به مطالبهء كرور سابق .
امروز مثلا عزل اميرى را طالب شدندى ، اگر تا روز ديگر حكم عزلش صادر نمىشد رقعهء رسمى مطالبهء كرور مىآمد ، يا اعلام ترك دوستى به انداختن بيدق مىرفت . جناب اجل امجد آن خار را از راه دولت به حسن كفايت برداشتند و بدون اداى دينارى ذمهء دولت را از كرور مزبور برمىداشتند . كذلك التصرف عند السوء .
كار نه اين گنبد گردان « 2 » كند هرچه همّت مردان كند
[ كفايت سيم ] [ : احترام سفراى ايران ]
آنكه سفراى ايران را در دولت خارجه وقعى نمىگذاشتند و وجودشان را كان لم يكن مىانگاشتند و تمكين به اقامت سفيرى در آن ممالك ، بلكه سفارت اميرى از آن مسالك نمىكردند . و گاهى كه از جانب كارگزاران دولت [ 36 ب ] عليهء ايران ارسال سفيرى بدان سامان تمنا مىرفت به جوابهاى سخيفه ممانعت مىكردند . از جملهء كلام وزراى مختارشان اين بود كه اگر تنخواهى زيادى داريد كه مىخواهيد به مخارج ارسال سفرا صرف نمائيد در عوض كرور قرضى بدهيد و از قيد ذلت دين برهيد . و صمت اين ننگ را جناب اجل امجد چنان از چهرهء حال ايران ربودهاند و زنگ اين سرشكستگى را به قسمى از آيينهء قلوب ايرانيان زدودهاند كه المنة للّه به فراغ بال بىزوال حضرت اقدس شاهنشاه دين پناه روحنا فداه اينك مقدم سفراى ايران را در هردولت مايهء سعادت
هامش
( 1 ) . اصل : سابقه .
( 2 ) . اصل : گردون .