و به تاريخ بيست و يكم شهر ذى حجه كه منجمين نيكاختر و دقيقهشناسان ستارهشمر ، ساعت سعد اختيار كرده بودند داخل دولتخانهء معظمهء عظيم الشرافه شده و به ديدن پردگيان حرم ؟ ؟ ؟ عظمت و خلافت و مخدرات سرادق شوكت و ابهت يعنى درج درى والاى شهريارى و اقبال و صدف گوهر گرانبهاى پادشاهى و اجلال ، جده ماجده كثير الاستكانة و الابتهال و لالى متلالى اصداف اصلاب جاه و جلال و جواهر زواهر معادن اظهار سلطنت و استقلال ، عمههاى والاتبار عديم الكفو بىهمال و تسليت و تسكين ايشان از تضرع و جزع بال و برآوردن از تعزيه و سوگوارى پادشاه طوبىآشيان غفرانمآل پرداختند . بعد از طى آن مراتب به مقر سعادت و مستقر راحت و آرامگاه استراحت خويش شتافته چون آن مكان عرش بنيان را محتاج به تعمير يافتند ، به جهت تعمير ، انجام ضرورى و سكون فزع مستمندان مصيبت و مهجورى و ترحم به عدم تحكم در سكوت و صبورى ، باز به آيينهخانهء مباركه كه محل انعكاس صور شواهد فيوضات غيبيه است مراجعت فرمودند و بعد از چندى كه به وعدهء صدق آيهء ( 25 ب )
« وَ لَنَجْزِيَنَّ الَّذِينَ صَبَرُوا أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُونَ »
46 آتش جزع و اضطراب و التهاب نايرهء تب و تاب آن مستوران ستّار عصمت و عفت و محتجبان حجب طهارت و حذرات ، از بحار الطاف رئوف 47 صبار به آبپاشى عنايات و اعطاف آن شهريار ، فرو نشسته به هواى جانفزاى شكر و اصطبار مبدل گرديد و تنظيف و تعمير آن موضع مستنير به عمل آمد ، به قدوم ميمنتلزوم گرامى ، آن موضع نامى را مسكن فرموده سعادت بخشيدند . [ شعر ] :
زهى شهريار شريعتمدار * زهى بندهء خاص پروردگار
نياميزد از اين سرشت و نهاد * زهى پادشاه پيمبرنژاد
كز او شرع پيغمبرى تازه شد * ز عدلش جهانى پرآوازه شد
برافروخت شمعى ز نور هدى * كه هر بنده ره ديد سوى خدا
برانداخت آيين فسق و فجور * نهان كرد ظلمت ، عيان ساخت نور
به اين پاكى طينت و اين نهاد * كس از پادشاهان ندارد به ياد
بود خلقتش صنعت دادگر * به معنى فرشته ، به صورت بشر
دل بىگناهان نسازد نژند * ندارد روا ، خوارى ارجمند
نكرده است بر خاطرش بدگذر * نبرده به خيريتش راه شر
نباشد دلش جز به رحمت قرين * چو جدش كه بد رحمة العالمين
به اجرش از آن يافت اين اقتدار * كه بر شهرياران بود شهريار
زند چون زر مهر در مشرقين * فلك ، سكهء شاه سلطان حسين
هم ارزندهاش سازد اين بندگى * در اين پادشاهى به پايندگى ( 26 آ )
بر او باد پاينده تخت مهى * كز او نوشد آيين شاهنشهى