[ 1105 ] طليعهء آفتاب دولت دينپرورى از شرق افق خلافت و خسروى يعنى جلوس ميمنت مأنوس ظل سبحانى به توفيق يزدانى بر اورنگ آسمان رنگ شهريارى و جهانبانى و تخت فيروزبخت پادشاهى و كشورستانى در هفت ماههء ايتئيل تركى مطابق سنهء 1105
چون ظهور آثار سعادت و بختيارى مقبل نامدارى ، به قلم بدايعنگار مشيت ملك قدير و طبع بلاغت تخمير منشى تقدير ، بر لوح محفوظ امضاء تصوير ، ثبت و محرر شود و بروز علامات نيك اخترى و شهريارى ، سعادتمند جهانمدارى ، به نوك كلك غرايب آثار كرام الكاتبين و انشاء قدرت خالق ارحام و جنين بر اوراق روزگار و صفحهء روى زمين نگاشته و مقرر گردد ، منشور عنايت ازلى و توقيع تأييدات لم يزلى و يرليغ جهان كدخدايى و فرمان فرمانروايى به نام نامى و اسم سامى او در منابر سموات و مساجد ارضين به حكم محكم و رقم مبرم رب العالمين و الهام خير انجام ملهم جهانآفرين بر خلايق و برايا و ضعفا و اقويا به مضمون
« ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ »
1 بلند آوازه و خوانا و خطبهء بالغ الفصاحهء
« قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ »
2 به فرمانفرمايى و شهرياريش مفسر و گويا وصيت شاهنشاهى و اعز خلايق شدنش به صلاى
« تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ »
3 جهانپيما مىگردد ، نه سركشى را قدرت گردنكشى و نه بدمستى را طاقت بىهشى و نه يافهسرايى را فرصت خلاف و نه هرزهدرايى را مقدرت ( 14 ب ) لاف و گزاف مىماند و نه شاهد مقصود رعنا ، بىتعب رنج و عنا و عروس دولت عظمى ، بىمشقت خطبه و استدعا ، به آغوش تمنا در آيد . 4
شاهد اين ادعاى و الا و بينهء اين دعوى محالنما آنكه بعد از ارتحال نواب سليمان - شأن طوبى آشيان قدس مكان به حظاير جنان جنات رضوان و اطلاع امراء عالم مدار و اركان دولت ذوى الاقتدار و اعيان حضرت عظيم الاختيار بر آن قضيهء ناگوار رزيهء عظيمهء آتشبار و ارتكاب به لوازم سوگوارى و احزان به نحوى كه در خاتمهء احوال آن پادشاه طوبى آشيان رقم زدهء كلك احوال ترجمان گشته ، انجمنى به جهت جانقى و كنكاش امور ضروريهء آن واقعهء زهرپاش و زينت دادن ديهيم شاهنشاهى از تارك خلفى از دودمان فرماندهى و زينتبخشى اورنگ سلطنت و فرهى ، از مربعنشينى نتيجه [ اى ] از خاندان خلافت و پادشهى منعقد ساختند و از آنجا كه خورشيد تابان ، ازالهء نور كواكب