تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور شهرياران ( فارسى ) — صفحة 13

مساهمون:

ص١٣

مقدمه در ذكر سبب نظم اين كتاب

چون همگى همت والانهمت و جملگى نيت صافى طويت و تمامى عزم راسخ البنيان و مجموعهء رأى خورشيدنشان ، مصروف و معطوف بر آن است كه نظام امور خلافت و جهاندارى و نسق مهام سلطنت و شهريارى بر وفق رضاى پادشاه آفريدگار و موافق مقتضاى شريعت غرّاى رسول مختار و رويهء سلوك و طريق مسلوكش در نظر عقلاء اولو الابصار و ديدهء حق‌بين انصاف روشان هوشيار ، ناسخ قوانين سلاطين سلف روزگار و منسى سنن و آداب خواقين عدالت‌شعار و مرجح عقل متتعبان و ارباب سير و دستور العمل پادشاهان عصر نامدار ، سرمشق كارگزارى سلاطين كامكار بوده باشد ، امر قدر قدر قضا امضا و حكم تقدير نظير جهان‌پيما ، شرف نفاذ و عز صدور پذيرفت كه كمترين غلام‌زادگان درگاه جهان‌پناه محمد ابراهيم بن زين العابدين النصيرى كه از به دو طلوع آفتاب دولت اين سلسلهء عليهء با اقبال اباعن جد ذره‌مثال ، ملازم و ملتزم ركاب ظفرانتساب سلاطين جنت‌مكين اين خانوادهء رفيعهء صاحب اجلال بوده آن پادشاهان قدردان و جهان كدخدايان ثروت‌نشان در ازاء نيكوخدمتىها و جانفشانيها و صوفىگريها ايشان را به مناصب عاليه و خدمات متعاليه مثل توليت مشاهد مقدسهء منوره و روضات متبركهء عرش درجهء نجف اشرف ( 12 ب ) و عتبات عاليات و روضهء رضويه على ساكنيهما الف سلام و الف تحية و وزارت ديوان اعلى و انشاء ممالك و استيفاء ممالك و مجلس‌نويسى و سردارى و وزارت مهر و غيرها ممتاز و سرافراز فرموده‌اند و بنابر زبونى طالع و برگشتگى بخت مدتى مديد و عهدى بعيد بود كه اين بندهء اخلاص - مفطور ، به خدمتى مأمور و به نظر عنايت آفتاب توجه ولينعمت خود ، منظور و نامش در سلك ملازمان و غلامان اين آستان عرش‌بنيان مسطور نبود و در ميان امثال و اقران ، خفيف و خوار و در پيش دوست و دشمن و آشنا ، با ننگ و عار مىگشت و به زخم سنان زبان نكوهش دشمنان ، به ناچار مرهم صبر مىگذاشت و به مداواى مرض خفت و ذلت ، تخم اميد و تسليت در مزرع دل اخلاص منزل مىكاشت كه ناگاه كوكب طالعش از حضيض نكال و و بال به ذروهء علياى مذكور شدن نامش در مجلس بهشت مثال بر آمد و به درجهء والاى ارجاع آن خدمت و الا كه فى الحقيقه سرافرازى به محرميت اسرار اين دولت عظمى است به ميان سرافرازان خدمتگزارى اين درگاه اقبال درآمد ، انگشت قبول را ميل سرمهء روشنايى چشم اعتبار گردانيد و سر رضا و تسليم را به زمين‌بوس اطاعت و انقياد به آسمان عز و افتخار رسانيد . و از فيض توجه اين قبلهء ارباب حقيقت ، و