تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور شهرياران ( فارسى ) — صفحة 18

مساهمون:

ص١٨
روز از تعزيه و سوگوارى ، در نظر امراء و اعيان بل كافهء خلق جهان ، يكسان و دلهاى فراق كشيده و جانهاى هجران رسيدهء اركان دولت و سپاهى و رعيت ، مأواى اندوه و احزان و ديده‌هاى رمدديده و چشمهاى از خاك راه سرمه‌كشيدهء مقربان درگاه و بندگان آستان جهان‌پناه چون ابر بهارى ، گريان و به مضمون « سنة الفراق سنة » ( 16 آ ) آن نه شبانروز در نظر اولو الابصار ، نه سال ، نمايان بود . و همواره منتظر آن بودند كه الم خاطرهاى محزون ، به نوازش عوارف آن سلطان غمخوار ، زدوده شود و جراحت سينه‌هاى پرخون ، از مراهم مراحم آن پادشاه غمگسار ، به بهبودى گرايد و شكستگى دلهاى ريش ، به موميايى لطف آن پادشاه مشفق ديندار ، به درستى و خشنودى رسد و لباس ماتم و سوگوارى ، به خلاع زرتار صعود آن آفتاب فلك شهريارى بر سرير آسمان‌نظير جهاندارى و تشريف و اشراق جلوس آن خورشيد مشرق دين‌پرورى بر تخت بيداربخت ايوان معدلت‌گسترى مبدل گردد . و مقرب الخاقان ميرزا محمدرضا منجم ، ساعت مسعود و طالع محمود و زمان پسنديدهء اوان سعادت انظار و هنگام برگزيدهء شرافت آثار ، اختيار نموده مبشر آسمانى ، نداى بشارت‌فزاى
« وَ ما جَعَلَهُ اللَّهُ إِلَّا بُشْرى وَ لِتَطْمَئِنَّ بِهِ قُلُوبُكُمْ »
7 در ميان جمع ساكنان مملكت بىآغاز و كران ايران در داد و هاتف سماوى به نويد سراسر اميد
« وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ بِأَنَّ لَهُمْ مِنَ اللَّهِ فَضْلًا كَبِيراً »
8 درهاى فتوحات بر روى دل اخلاص منزل قاطنان ولايات فارس و خراسان و عراق و آذربايجان و گيلانات و مازندران گشاد و منهى عالم غيب ، به مژدهء پر مژدهء
« نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِنْ رَبِّكَ بِالْحَقِّ لِيُثَبِّتَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ هُدىً وَ بُشْرى لِلْمُسْلِمِينَ »
9 فضاى جهان خاطر مسلمانان را ( 16 ب ) رشك جنان و غيرت بهشت جاويدان گردانيد و سروش جهان لا ريب ، صلاى تمام رجاى
« ذلِكَ الَّذِي يُبَشِّرُ اللَّهُ عِبادَهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ »
10 به گوش هوش فرمان نيوش قاطبهء آفريدگان خالق انس و جان رسانيد . و بريد صباى جانفزاى ، به اهتزاز نسيم روح هشيم
« يَسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ وَ أَنَّ اللَّهَ لا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنِينَ »
11 گلستان خاطر علماى اعلام و صلحاى اسلام بل كافه انام را از صرصر يغماى دى ماه خزان احزان عام پرداخت و مندرجان پاداش و جزا ، به صداى جان‌گزاى
« وَ إِذا تُتْلى عَلَيْهِ آياتُنا وَلَّى مُسْتَكْبِراً كَأَنْ لَمْ يَسْمَعْها كَأَنَّ فِي أُذُنَيْهِ وَقْراً فَبَشِّرْهُ بِعَذابٍ أَلِيمٍ »
12 آتشكدهء دل و جان هر گمراه شاهراه ايمان و هر بيراهه‌رو وادى ظلم و طغيان را به آتش‌افشانى بيم و خوف ، چراغان ساخت . و بعد از گذشتن دو ساعت و نيم از شب شنبه چهاردهم شهر ذى حجة الحرام سنهء خمس و مائه و الف مطابق ايت‌ئيل تركى ، ماه چهارده شبهء آسمان‌ولايت و خلافت و شهريارى و بدر منير فلك جلالت و سلطنت و جهاندارى از افق آئينه‌خانه ، طالع و بر ساحت اميد مشترى برج فضيلت و اجتهاد و نجم ثاقب سماء تقوى و سداد و ركن ركين حصار دين مبين مصطفوى و قايمهء معتمد سرير خلافت و شريعت مرتضوى ، مقتداى