ز شاهان به هر بنده چون غنچه زر * ستاند به خنجر ، دهد با سپر
قوى بختى از بخت او ارجمند * بلنداخترى ز اخترش سربلند
فريدون فرخ به اين فر نبود * به اقبال او جز سكندر نبود
به يك پرتوى از توجه چو مهر * تواند گرفتن حصار سپهر
بلى چون نباشد چنين گوهرش * كه بحرين اصل گهر پرورش
ز يك سو بود سيد كاينات * برو از خدا صد هزاران صلوات
كه آمد به ايماى انگشت او * كليد در ماه ، در مشت او
ز يك سوى ديگر امام انام * ز يزدان برو صد هزاران سلام
كه خورشيد از وضع معهود گشت * به اقبال عزمش زره بازگشت
الهى كه اين خسرو ماهچهر * خديو زمين ، آفتاب سپهر
بود تا جهان در جهان زنده باد * به اين فرو اقبال ارزنده باد
تمت از افكار ميرزا ابو طالب موسوى فندرسكى است .
يادداشتها :
هامش
( 1 ) - در اينجا دو سطر از كتاب كه ضرورى به نظر نرسيد حذف شد .
( 2 ) - فرقان / 25
( 3 ) - ظ : حليت
( 4 ) - اصل : قاطبين
( 5 ) - نجم / 39
( 6 ) - اصل : باخلاص
( 7 ) - اصل : انكشاتان
( 8 ) - اصل : مخالفت
( 9 ) - قلزم ؛ دريايى است كه به نام درياى موسى و درياى زيلع نيز ناميده مىشود و آن ، خليج باريكى است كه مانند زبان از درياى يمن بيرون آمده است . در اين دريا فرعون و سپاهيانش غرق شدند .
( 10 ) - اصل : بالجمله