تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور شهرياران ( فارسى ) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥
ز شاهان به هر بنده چون غنچه زر * ستاند به خنجر ، دهد با سپر قوى بختى از بخت او ارجمند * بلنداخترى ز اخترش سربلند فريدون فرخ به اين فر نبود * به اقبال او جز سكندر نبود به يك پرتوى از توجه چو مهر * تواند گرفتن حصار سپهر بلى چون نباشد چنين گوهرش * كه بحرين اصل گهر پرورش ز يك سو بود سيد كاينات * برو از خدا صد هزاران صلوات كه آمد به ايماى انگشت او * كليد در ماه ، در مشت او ز يك سوى ديگر امام انام * ز يزدان برو صد هزاران سلام كه خورشيد از وضع معهود گشت * به اقبال عزمش زره بازگشت الهى كه اين خسرو ماه‌چهر * خديو زمين ، آفتاب سپهر بود تا جهان در جهان زنده باد * به اين فرو اقبال ارزنده باد
تمت از افكار ميرزا ابو طالب موسوى فندرسكى است .

يادداشتها :

هامش
( 1 ) - در اينجا دو سطر از كتاب كه ضرورى به نظر نرسيد حذف شد . ( 2 ) - فرقان / 25 ( 3 ) - ظ : حليت ( 4 ) - اصل : قاطبين ( 5 ) - نجم / 39 ( 6 ) - اصل : باخلاص ( 7 ) - اصل : انكشاتان ( 8 ) - اصل : مخالفت ( 9 ) - قلزم ؛ دريايى است كه به نام درياى موسى و درياى زيلع نيز ناميده مىشود و آن ، خليج باريكى است كه مانند زبان از درياى يمن بيرون آمده است . در اين دريا فرعون و سپاهيانش غرق شدند . ( 10 ) - اصل : بالجمله