تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور شهرياران ( فارسى ) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦
احضار رؤساى شهر فرستاد و ايشان را به اخراج اعراب بدوى كه در خانه‌هاى ايشان بسر مىبردند فرمان داد . چون اهل شهر چاره [ اى ] بجز اطاعت نتوانستند و داعيهء نهب و غارت رومى را به يقين مىدانستند ، لابد در آن شب از امتعه و اسباب و خيل و دواب خود را به قدر مقدور در مكامن و مخازن ، پنهان نموده اكثرى به مقتضاى « الفرار مما لا يطاق من سنن المرسلين » در همان شب سهمگين قرار برفرار دادند و قدم به باديه نهادند . و سيد حسين بر همان عقيدهء نااستوار ، تجهيز نزل و اقامت براى منافقان غدار مىنمود و ليكن زبان زمانه بر مناسبت احوالش اين ترانه مىسرود كه [ بيت ] :
يا راقدا بالليل مسرور باوله * ان الحوادث . . . . 59
و اتفاقا در اول صبح كه سپاه رومى روز ، كمين كين بر سينهء خيمه‌نشينان شب گشودند و عقد پروين و نطاق كاهكشان از رخسار و كمرگاه آسمان ربودند ، عساكر روم با حشمت تمام و هجوم عام بر سواد شهر رسيدند و ساحت خانه را خالى از غير و بيگانه ديدند . على الفور داخل شهر گرديده اسمعيل پاشا با كثرت و وفرت سپاه ، داخل صحن عرش اشتباه شد و اول كسى را كه به قيد و ضربش فرمان داد سيد حسين كليددار بود كه اولا [ دستهاى ] او را مانند پره‌هاى قفل بىكليد بر قفا تابيدند و دندانهاى مقاليد عظامش را ( 250 ب ) . . . 60

يادداشتها :

هامش
( 1 ) - ظ : بارش ( 2 ) - يس / 38 ( 3 ) - اصل : گذارش ( 4 ) - واقعه / 79 ( 5 ) - فتح / 10 ( 6 ) - احزاب / 23 ( 7 ) - ظ : رقعه گشايى ( 8 ) - بقره / 25 ( 9 ) - جاثيه / 36 ( 10 ) - بقره / 193 ( 11 ) - اصل : دست ( 12 ) - اشاره به سورهء يوسف / 48 ( 13 ) - اصل : صفير ( 14 ) - نور / 35 ( 15 ) - نور / 35 ( 16 ) - صافات / 6 ( 17 ) - يونس / 49 ( 18 ) - فجر / 27 و 28 ( 19 ) - ضحى / 4 ( 20 ) - كهف / 44 ( 21 ) - احقاف / 31 ( 22 ) - بقره / 25 ( 23 ) - صاحب وقايع السنين و الاعوام درگذشت محمد باقر مجلسى را به سال 1111 ه . ق دانسته و مىنويسد : « در سنهء هزار و صد و يازده ملا محمد باقر مجلسى رحمة الله در بيست و هفتم ماه رمضان به رحمت خدا رفت . » ( ر . ك وقايع السنين و الاعوام ، عبد الحسين خاتون‌آبادى ، تهران ، اسلاميه ، 1352 ، ص 551 )