احضار رؤساى شهر فرستاد و ايشان را به اخراج اعراب بدوى كه در خانههاى ايشان بسر مىبردند فرمان داد . چون اهل شهر چاره [ اى ] بجز اطاعت نتوانستند و داعيهء نهب و غارت رومى را به يقين مىدانستند ، لابد در آن شب از امتعه و اسباب و خيل و دواب خود را به قدر مقدور در مكامن و مخازن ، پنهان نموده اكثرى به مقتضاى « الفرار مما لا يطاق من سنن المرسلين » در همان شب سهمگين قرار برفرار دادند و قدم به باديه نهادند . و سيد حسين بر همان عقيدهء نااستوار ، تجهيز نزل و اقامت براى منافقان غدار مىنمود و ليكن زبان زمانه بر مناسبت احوالش اين ترانه مىسرود كه [ بيت ] :
يا راقدا بالليل مسرور باوله * ان الحوادث . . . . 59
و اتفاقا در اول صبح كه سپاه رومى روز ، كمين كين بر سينهء خيمهنشينان شب گشودند و عقد پروين و نطاق كاهكشان از رخسار و كمرگاه آسمان ربودند ، عساكر روم با حشمت تمام و هجوم عام بر سواد شهر رسيدند و ساحت خانه را خالى از غير و بيگانه ديدند . على الفور داخل شهر گرديده اسمعيل پاشا با كثرت و وفرت سپاه ، داخل صحن عرش اشتباه شد و اول كسى را كه به قيد و ضربش فرمان داد سيد حسين كليددار بود كه اولا [ دستهاى ] او را مانند پرههاى قفل بىكليد بر قفا تابيدند و دندانهاى مقاليد عظامش را ( 250 ب ) . . . 60
يادداشتها :
هامش
( 1 ) - ظ : بارش
( 2 ) - يس / 38
( 3 ) - اصل : گذارش
( 4 ) - واقعه / 79
( 5 ) - فتح / 10
( 6 ) - احزاب / 23
( 7 ) - ظ : رقعه گشايى
( 8 ) - بقره / 25
( 9 ) - جاثيه / 36
( 10 ) - بقره / 193
( 11 ) - اصل : دست
( 12 ) - اشاره به سورهء يوسف / 48
( 13 ) - اصل : صفير
( 14 ) - نور / 35
( 15 ) - نور / 35
( 16 ) - صافات / 6
( 17 ) - يونس / 49
( 18 ) - فجر / 27 و 28
( 19 ) - ضحى / 4
( 20 ) - كهف / 44
( 21 ) - احقاف / 31
( 22 ) - بقره / 25
( 23 ) - صاحب وقايع السنين و الاعوام درگذشت محمد باقر مجلسى را به سال 1111 ه . ق دانسته و مىنويسد : « در سنهء هزار و صد و يازده ملا محمد باقر مجلسى رحمة الله در بيست و هفتم ماه رمضان به رحمت خدا رفت . » ( ر . ك وقايع السنين و الاعوام ، عبد الحسين خاتونآبادى ، تهران ، اسلاميه ، 1352 ، ص 551 )