در حين توصيف اين بحر خطير به عنوان مثالش بر صفحهء مقال توان نگاشت . ليكن به حمد الله تعالى كه از صدمات لطماتش اگرچه پاره [ اى ] از امكنه و دور شهر و قرى نزديك و دور خراب گرديد و بنيان چندى از مساكن و اوطان به آب رسيده اما زياده بر معدودى از مردم ، غريق اين لجهء پرخطر نگرديدند و غير در و ديوار مسكن و دار و برخى از اموال متوطنان حوالى و كنار به معرض تلف نرسيد .
« فَاللَّهُ خَيْرٌ حافِظاً وَ هُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ »
30
و در همان روز نگارندهء اين آثار و سرايندهء اين گفتار ، غلامزادهء درگاه شهريار ، محمد حسن نصيرى 31 خاكسار را قطعهء تاريخى به خاطر فاتر رسيد كه نگاشتهء قلم شكسته رقم مىگردد . قطعه :
در زمان شهنشه ايران * آن كه گيتى تن است و او چون روح
شاه سلطان حسين كه تا به ابد * باد درگاه دولتش مفتوح
سيلى آمد ز رود اصفاهان * كه از او تيره گشت چشمهء يوح
بس كه از كوه سوى هامون برد * مستوى شد به دهر جمله سطوح
شد ز سوهان موجهء تندش * سينهء آسمان همه مجروح
شد خرابات خانهء دنيا * عالم آب همچو جام صبوح
بود طالع به فكر تاريخش * تا نمايد بيان به عين وضوح
شد روان بر زبان ز منبع دل * نام طوفان نشسته از دل نوح 32