سعادت وصول و شرف حضور حاصل گردانيده در تبليغ رسالت دلنشين و سفارت خجستهآيين به لسان اعجاز قرين ، به تحسين و آفرين رسيد و مشمول الطاف خسروانى و از اصطناعات خديوانى ، مقضى الاوطار و الامانى شده از اعطاف 29 ( 186 آ ) گوناگون كيانى ، سربلندى و حسب المأمول به اذن مراجعت ، ارجمندى يافت . ترصد از آن داور عالىتبار چنان است كه همواره كارگزاران آن دربار عظمت و اقتدار در دفع شرور اشرار بدنهاد و محكوم حكم آن سلطان داد اعتياد شوند كه قواعد صلح و صلاح « كسبع شداد » 30 استوار و پايدار ماند . »
و چون ايلچى مسفور ، به تشريف خلاع آفتابشعاع ، شرفياب گرديد ، اذن 31 انصراف و اياب يافت و رو به جانب ولايت خويش تافت . و پس از آن ، نواب اعليحضرت ظل اللهى ، در باقى ظرف سال به نشر ايادى عدل و انصاف و حمّ مبادى جور و اعتساف پرداخته كام مرام هر يك از چاكران آستان فلكبنيان را به شهد حصول كام ، شهدياب لذت فرمودند . از جمله آنكه محمد طالب خان خلف ابو القاسم خان كه به ايالت الكاء تبريز ممتاز بود ، به منصب والاى ديوانبيگىگرى سرافراز گرديد .
صفى قلى بيك ديوانبيگى به خدمت بلند نظارت بيوتات ، ارجمندى يافت و عالىجاه موسى بيك كه به امر گزين نظارت سرافرازى داشت ، آفتاب عنايت منصب مهين قوللر آقاسىگرى از مطلع احسان بىكران شاهى بر ساحت اميدش تافت و ميرزا داود ( * ) مستوفى خاصه به استيفاء حظ اوفى از توليت مشهد مقدس معلى ، بهرهمند و ارجمند گرديد . كوكب طالع ميرزا اشرف منجم بر منظرهء ارتفاع ( 186 ب ) بر آمده به دستگيرى علاقهء عروة الوثقى شفقت بىمنتها از بيت الشرف خدمت منجمباشىگرى بلند شد و حكومت آستارا به عباس قلى خان خويش امير حمزه خان حاكم سابق آنجا شفقت شده حكومت بختيارى ثانيا به يوسف خان مكرمت گرديد و يوسف طالعش از ته چاه ذلت به اوج عزت رسيد .
دستور شهرياران ( فارسى ) — صفحة 218
مساهمون: محمد ابراهيم بن زين العابدين نصيرى
ص٢١٨