تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور شهرياران ( فارسى ) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥

ذكر حالات وليمحمد خان چنگيزى و رخ نمودن مكاره و بلايا به علت فتنه‌انگيزى از جماعت تركمان به آن خان اخلاص‌نشان به علت فتنه‌انگيزى و خاتمهء احوال او تا اوان مقتول شدن در دست اوزبكان بىايمان

از بخت مپرس كين شتاب تو چراست * وز گردش چرخ ، اضطراب تو چراست ( 158 آ ) چون فرصت هر كار به وقتيست رهين * پيش از همه فكر ناصواب تو چراست
امرى است واضح و مبرهن و قولى است مدلل و مبين كه هر آنچه از روز ازل قلم تقدير قادر لم يزل بر صفحهء لوح محفوظ بر وفق آيهء ساطعة النور
« كانَ ذلِكَ فِي الْكِتابِ مَسْطُوراً »
57 نگاشته و از زمان اول دوام و قوام و فتور و خلل هر چه را كه آفريدگار قهار در هر باب به حكم
« يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ »
58 به نحوى كه مقرر داشته مطلقا به مساعى انسانى ، خلل‌پذير تبديل و تغيير نيست كه
« فَلا رَادَّ لِفَضْلِهِ »
59 و قطعا به دواعى ابناء زمانى قابل تقديم و تأخير نه كه
« لا مُعَقِّبَ لِحُكْمِهِ »
60 پس نوع چنين كه نقش‌پذير سعادت ازلى يا عكس‌گير شقاوت ابدى گرديده باشد نه به كزلك سعى و اجتهاد نقطه مىتوان برداشت كه « لا مانع لما اعطيت » و نه به نوك خامهء جدّ زياد حرفى مىتوان نگاشت كه « لا معطى لما منعت » [ بيت ] :
در قسمت بندگى و شاهى * دولت تو دهى به هر كه خواهى
از اينجاست كه هر آن بندهء مالك مختار كه در عرصهء اين خاكدان بىاعتبار ، هنگام استظلال ظلال بال هماى دولت و اقبالش باشد ، چندانكه معاندان روزگار و مخاصمان زوركار ، عقاب‌وار مخالب قدرت و اقتدار در اطراف اوتار دولت پايدارش اندازند و خواهند كه به انصرام و انقطاعش پردازند ، اگر همه در قوام و ثبوت مانند تنيدهء ( 158 ب ) عنكبوت باشد ، 61 بالاخره باز خود را مگس‌آسا گرفتار قيد بلا و مغلول اغلال رنج و عنا سازند . و چون ايام بهار آن دولت خداداد ، سپرى و هنگام خزان و فصل برگريزان اغصان نهال اقبال تازه و طرى شود ، هبوب نسايم غمخوارى احباب و اصدقا و رسوب زلال غمايم مؤالفان و اوليا ، مطلقا سرسبزى و طراوتش ندهد . بيت :