در اين فصل به تفصيل ، احوال خواندگار و گرفتارى او به تطرّق فتور و فتن روزگار مىپردازد .
القصه حاكم كرمانشاهان معروض مقيمان آستان آسمانسان نموده بود كه از اخبار جاسوسان كه به معسكر روم فرستاده بود ( 142 ب ) جلوهء ظهور نمود كه فرمانفرماى آن مرز و بوم در اواخر اين سال با عساكر بسيار به طرف بيل ارقاد ، نهضت نموده بر آب توبه ، جسر بسته عبور و در موضع به دمشوار مشهور ، توقف و جلاد اجناد را به اجتماع ، مأمور نموده چهار قلعه از قلاع آن ولايت را كه كفرهء فرنگ در حيطهء حيازت داشتهاند ، فتح نموده متصرف مىگردد . پس از آن ، طوايف فرنگ با جمعيتى عظيم به تلافى ، تلاقى نموده در الكاء ليبوا در دشتى وسيع به تصفيهء سيوف و تسويهء صفوف مىپردازد و به ضرب رعادههاى رعدآوا و تيغهاى برقنما تا سه مرتبه عساكر روم را شكسته و پريشانحال و خواندگار را مضطرب الاحوال مىسازند .
در اين وقت داراب بيك مشهور به مصرلواوغلى كه در زمان سلطنت سلطان محمد ، پاشا [ ى ] عساكر روى دريا بوده به اتفاق تاتار خان ، در جنگ چهارم كوششى مردانه و كششى دليرانه نموده سپاه فرنگ را منهزم مىسازد و توپخانهء ايشان را به تصرف در آورده چون خبر ثانى اهل فرنگ مىرسيده ، به تعجيل تمام به استنبول مراجعت مىنمايند . و چون تاتارخان در سفر بوده پادشاه اروس لشكرى جرار به قصد فتح قلاع ديار او فرستاده دو قلعه را خراب و يكى را تصرف مىنمايند . و در ولايت مصر نيز جمعى از اعراب پرستيز ، پى سپر طريق طغيان و چندين قريه را تاراج و تالان مىنمايند . و خواندگار به تهيهء سفاين بحرگذار پرداخته كه در اول بهار به محاربهء اروس و اعراب فرستد ( 143 آ ) و خود نيز مشغول اجتهاز جهاز و اسباب تك و تاز به عزم مجادلهء فرنگ است .
و ابو المعصوم خان كه در اين وقت به سفارت روم مأمور و در آن سرحد و ثغور بود عرض نموده بود كه : « بعد از ماه مبارك رمضان خواندگار روانهء بلقرات كه در سرحد نمسه واقع است ، روانه گرديده ارادهء مقابله با اپره دور پادشاه بزرگ فرنگ دارد و چنين التحام و ازدحامى از طرفين تا حال پذيراى حصول نگرديده بوده تا به مقتضاى مشيت ازلى چه از مكمن غيب به جلوهگاه شهود رسد . و چون پادشاه فرنگيس با رومى ، يار و در تهيهء اسباب جنگ ايشان با طوايف فرنگ ، مددكار بوده در اين ولا گوشمالى از پادشاهان فرنگ يافته و روى از معاونت رومى بر تافته است و ولايت ازاق را نيز جماعت اروس از تصرف رومى گرفته قليلى از سكان آن ديار فرار كرده وارد استنبول شدهاند » .
و نايب حاكم كرمانشاهان معروض داشته بود كه : « مجادلهء فىمابين پاشاى بغداد و اعراب ، پذيراى وقوع گرديده سپاه رومى شكستهحال و پريشاناحوال ، گريزان مىشوند و اعراب ، اطراف و اكناف را تا حوالى قصبهء مندعلى به تصرف درآورده اخراجات
دستور شهرياران ( فارسى ) — صفحة 163
مساهمون: محمد ابراهيم بن زين العابدين نصيرى
ص١٦٣