تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور شهرياران ( فارسى ) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
ممياسه كه از قلاع متصرفهء اهل فرنگ است ، فرستاده و آن جماعت ، محاصرهء قلعه و عرصه بر اهل فرنگ ، مضيق و تنگ نموده ايشان 240 در ميان قلعه ، محصور و منتهز فرصت تسخير بارو و سور بوده‌اند كه جماعت فرنگ به كاوش چنگ كلنگ ، تحت محل نزول آن قوم ناپاك را از طبقات خاك ، پاك كرده انباشتهء باروت و آن « عنده عبده جبت و طاغوت » را از اشتعال آتش ( 134 ب ) شراره بار بعد از آنكه در جوّ هوا طيار مىسازند به حضيض مغاك
« الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ »
241 مىاندازند . و جمعى مجروح و مقروح به كشتى در آمده گريزان و خود را به عمان رسانيده‌اند . و چون اخبار دهشت آثار حركت سردار نصرت دثار به سمت مسقط رأس آن طايفهء اشرار ، مقروع اسماع ايشان گرديده ، مشغول اجتهاز عساكر و اختيار آذوقهء وافر گرديده‌اند . و چون اواخر پاييز شد ، عالىجاه علىمردان خان از محال كوهگيلويه روانهء بندر ديلم گرديده اعراب خلفات و آل زعاب و آل ابو مهير را طلب داشته شيخ ماجد و شيخ خميس و امير مهين ريش‌سفيدان را مشمول نوازشات و مخلع به خلاع و مستمال ساخته سرگرم پيكار و ستيز مىسازد . و بنابر آنكه جمع 242 كثيرى از آل زعاب در مسقط سكنى دارند و به امير مهين ريش‌سفيد خود نوشته بودند كه : « در اين وقت در مسقط نايرهء قحط و غلا اشتعال دارد . چنانچه اجناس به اين حدود فرستاده شود به قيمت اعلى مبيع خواهد شد . » و ريش‌سفيد مزبور حسب الاشارهء سردار در جواب نوشته بود كه : « چون در اين وقت سردارى از مقر دولت پايدار به جهت تسخير مسقط و اسر و قتل قطان 243 و سكان آن ديار به تلافى تاختى كه از آن اشرار به سكنهء بندر كنگ به ظهور رسيده ، تعيين شده و مومى اليه قدغن نموده كه يك من بار از اين حدود به آن ديار نياورند ، لهذا جنس ارسال نمىتواند شد . چنانچه ايشان نيز امان جان خواهند ، جلاى وطن ، اختيار و به اين ديار فرار نمايند و عن قريب آن ولايت پايمال سم ستور عساكر ( 135 آ ) موفور خواهد گرديد . » آن جماعت متوهم گرديده ششصد نفر از ايشان به بندر ريگ آمده بعد از چندى بعضى از ايشان به آوردن اسباب و اموال و اهل و عيال خود مراجعت مىنمايند . و سردار كثير الاقتدار به جهت انتظام و نسق ساير بنادر حركت مىنمايد و در خلال آن احوال ، رقم مبارك اشرف در باب فسخ عزيمت مزبور و استرخاص عساكر ظفر مآثر ، شرف ورود مىبخشد . و جهت ظاهرى تعويق آن امر سعادت‌نشان به وقتى ديگر از تصاريف زمان آن بود كه چون به اعتبار استبداد و استيهاج مواد فتنه و فساد مانع در الكاء عربستان و توابع ، فرستادن قشون شوشتر و دورق و عربستان به آن سفر ميمنت‌نشان ، صلاح دولت ابدبنيان نبود و ارسال قشون آذربايجان نيز به اعتبار اشتعال نايرهء عصيان و طغيان سليمان بىايمان ، متعذر مىنمود ، رأى جهان‌آراى اعليحضرت شاهى ظل اللهى حفظ بيضهء اسلام و دفع ضرر دشمن خانه را از گوشمال آن خارجى گمنام و خصم بيگانه ، اهم دانسته
دستور شهرياران ( فارسى ) — صفحة 154 | محمد ابراهيم بن زين العابدين نصيرى / محمد نادر نصيرى مقدم