تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور شهرياران ( فارسى ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
رفاقت ايشان مأمور گرديده زورق بىبود آن كافر مردود را غريق بحر فنا سازند و خس و خاشاك هستى و بودش را به لطمات امواج صدمات سپاه بحر كردار ، از يم وجود به كنار اندازند . و به موجب فرمان قضاجريان ، موازى شش عدد جهاز بحر جواز مملو از فرنگان رزم‌آزما و جنگجويان اژدهاسيما ، به لنگرگاه بندر آمده شراع سفاين بحرپيما را به ذروهء سما افراشتند . و خبر ورود ايشان را حكام بندر و لار معروض دربار عظمت‌مدار ( 133 ب ) داشتند . در آن وقت سردارى 234 آن سفر سعادت اثر و انجام آن مهم ميمنت - ثمر را به علاوهء بيگلربيگىگرى الكاء كوهگيلويه به عالىجاه علىمردان خان كه به رتبهء ديوان بيگىگرى شرف امتياز داشت ، مقرر و به عنايت خلاع فاخره مشتمل بر تاج وهّاج و طومار اقبال‌آثار و شمشير صاعقه‌نظير و يك دست سلاح فتح و فلاح و علم نصرت - توأم ، مباهى و مفتخر فرموده به اجتماع دو هزار نفر از ملازمان ركاب ظفرانتساب و پنج هزار نفر از غازيان ملازم امراء جلالت‌اياب ، سواى امراء تابين آن خان نصرت‌مكين ، از معسكر فتح اثر ، فرمان و الا صادر گرديد و ارقام قضا مقام در باب التحام و ازدحام چريك ولايت فارس در محتشد عام و احكام قدر احكام ، به امر بردن سيورسات جهت صرف سپاه ظفرآيات از كل محال فارس به بنادر عباسى و كنگ كه محل اجتماع عساكر نصرت استيناس است ، به عهدهء عمال و حكام ، عز اصدار و خان مزبور به پايبوس سعادت‌مأنوس شرف افتخار يافت و به جهت تمهيد مقدمات قتال و جدال و تدارك احوال به جانب ولايت ايالت خود شتافت . و چون بعد از ورود به الكاء كوهگيلويه معروض سدهء سنيه فرقدان پايه داشته بود كه : « در اين سال مزارع و كشتزار ولايت فارس به علت اقتار مدرار در اقطار به مرض استسقا گرفتار گرديده و از عالم بالا نداى يأس پيراى
« فَما حَصَدْتُمْ فَذَرُوهُ فِي سُنْبُلِهِ إِلَّا قَلِيلًا »
235 به گوش هوش حصاد از راع اين رباع رسيده دانه‌ها و حبوب در زير 236 ( 134 آ ) خاك مانند اشك در چشم حيرت‌زدگان غمناك ، خشكيده و سطح چمن را از شدت تشنگى سترهء زبان به كام دهان چسبيده چنانچه در اين وقت جمعيت جيوش درياخروش در اين محال شود ، به فحواى
« يَأْتِي مِنْ بَعْدِ ذلِكَ عامٌ فِيهِ يُغاثُ النَّاسُ وَ فِيهِ يَعْصِرُونَ »
237 گرفتار قحط و غلا و انواع شدت و عنا گرديده استطاعت سفر نخواهند داشت . » مقرر گرديد كه در اين وقت ، احضار صفوف اجناد ظفر محوف را موقوف داشته بعد از قشلامشى در آن حوالى و حواشى چون در مستدرك سال آتى دست مرحمت الهى ، صفحات مزارع و مراعى را از انبات نبات غله و گيا 238 مصدوقهء
« كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ فِي كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ وَ اللَّهُ يُضاعِفُ لِمَنْ يَشاءُ »
239 سازد ، در فصل پاييز به تجهيز اسباب پيكار و ستيز پردازد . و در خلال مدت امهال ، حاكم بندر معروض درگاه عظمت و اجلال داشت كه در اين وقت ، خارجى مزبور چند جهاز مستعد با پنج هزار نفر قشون معد به عزم تسخير قلعهء
دستور شهرياران ( فارسى ) — صفحة 153 | محمد ابراهيم بن زين العابدين نصيرى / محمد نادر نصيرى مقدم