تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور شهرياران ( فارسى ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١

شرح وقايع و سوانحى كه به امر داور منان و كردگار جهان در ولايت عربستان در اين سال فرخنده‌نشان ، روى نمود

و ظهور طغيان و عصيان شيخ قبيلهء منتفج خذلان توأمان و استيلاى او بر ولايت بصره و انتزاع آن از روميان و انتقال آن دار الملك ارم‌نشان به حوزهء تصرف اولياى دولت ابدتوأمان كه در اين اوان بهجت‌نشان ، بنان تيغ ملك‌ستان سيد فرج الله 179 والى عربستان نقاب حصول از چهرهء زيباى آن گشود
اى ملك دل از رخ تو پر نور شده * وى كشور دشمن از تو مقهور شده ايمان ز رخت چو روز دين كرد ظهور * وز تيغ تو روى كفر مستور شده
« لله الحمد و المنه » كه آفتاب عالمتاب دين‌گزين محمدى را نوريست ابدى الظهور ، از مشرق ازل ، تابان و اختر سعادت مظهر ملت بهين احمدى را ظهوريست سرمدى النور ، از مطلع خلود ، نمايان . و از آغاز تباشير صبح ميمنت‌فرجام
« أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ »
180 همواره اعلام ترفع و اعتلاء اين دولت عليا ، افراشتهء دست قدرت يزدان بر سماء شوكت و شأن بوده و از به دو طلوع طليعهء بافرج
« إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ »
181 هميشه به راهنمايى انگشت هلال‌آساى تيغ جهان‌گشاى ، سطوت و صولت اين سلطنت و الا به فحواى بشارت‌نواى
« وَ رَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْواجاً »
182 از تداخل افواج قبايل كفر ازدواج ، تلاطم امواج يم بىكران توحيد و ايمان مىفزوده ( 123 ب ) و لا يزال ، صاحب‌نامى از زمرهء اجلهء انام ، بر مسند دارايى و سادهء كشورگشايى تكيه زده تيغ نصرت‌فرجام تقويت اسلام و صمصام خون‌آشام رفع مواد كفر و ظلام ، از ميان مىكشد و در طى تصاريف شهور و اعوام در هر عام ، ذوى الاحتشامى از طبقهء خاص و عوام ، گلشن شريعت غرّا و چمن ملت بيضا را از جويبار شمشير آبدار آب مىدهد . [ شعر ] :
گشته خندان دهان ملت از او * در تبسم لبان دولت از او كرده خرّم چو ساحت گلزار * شرع و دين محمد مختار
و هر آن مدبر تيره‌روزگار كه به معاضدت بازوى زوركار ، نازان و از منهاج قويم
دستور شهرياران ( فارسى ) — صفحة 141 | محمد ابراهيم بن زين العابدين نصيرى / محمد نادر نصيرى مقدم