اندك فاصله از آلاچوب در وسط بر مسند نشسته و خوانهاى شيرينى چيده بود ، به خدمتش رسيده بعد از سلام ، به آيين مجلس همايون نشستند . و امراى شاهزاده بعد از جميع امراء و ارباب مناصب درگاه جهانپناه جا گرفتند . و مقرب الحضره محمد سليم - بيك مهماندار و سركردهء قشون بعد از نايب ديوانبيگى نشست و معتبرين جمعى كه به رفاقت شاهزاده مأمور بودند ، در برابر ايستادند و چوبداران و ايشيك آقاسيان سركار خود را از نسق ممنوع ساخته به اشارهء عالىجاه ايشيك آقاسىباشى ، يساولان متوجهء نسق گشتند و متوجهء امراء عظام گشته گفت خوش آمديد و تصديع كشيدند .
عالىجاه اعتماد الدوله گفت كه : « رسيدن به خدمت شما تصديع نمىتواند بود .
ولينعمت دعا رسانيده فرمودند كه سفر ، مبارك باشد . » در جواب گفت كه : « دولتش زياد شود . ما نمىدانيم كه شكر توجهات و مهربانيهاى ايشان چگونه كنيم . شاه طوبىآشيان قدسمكان ، لطف بسيار مىفرمودند اما ايشان به اتمام رسانيدند . » و قليون طلبيده هر يك از امراء را عليحده تفقد و ( 96 آ ) مهربانى كرد .
در اين وقت ، عالىجاه ناظر بيوتات كه در خدمت اشرف بود ، آمده بعد از سلام گفت كه : « ولينعمت دعا رسانيده ، فرمودند كه جاى شما بسيار خاليست . منزل ، مبارك و سفر ، بىخطر باشد . » باز همان جوابها را به اندك تغييرى در عبارت ، تقرير كرد و ناظر در جاى خود نشسته او را هم به دستور ساير امراء تفقد كرده گفت كه : « ما مىخواستيم كه به دار الارشاد اردبيل رفته ارشاد بيابيم و كمر ما در آستانهء حضرت شيخ بسته شود . آن خود ميسر نشد و در اينجا صورتپذير گرديد . » و كسوت حضرت شيخ را هم توجه كردند . « اين هم همان حكم دارد و تمام اين سلسلهء رفيعه نور يك چراغند و هميشه پادشاهنشان بودهاند و ما تفاوتى و فرقى نمىگذاريم . و مىخواستيم كه از راه قم برويم و به زيارت نواب طوبى آشيان قدسمكان مشرف شويم و حقوق التفاتهاى ايشان را اقلا بر زيارت و فاتحه اداء نماييم . چون راه قدرى دور مىشود و ما مستعجليم ، ظاهر حال آنست كه احمال و اثقال را از راه نمك فرستاده ، سباى به قم رويم و بعد از زيارت ، روانهء مقصد شويم . حالا بجز اخلاص تحيت و دعا از من كارى نمىآيد و اخلاص من حسب الواقع ظاهر نشده . » عالىجاه ناظر گفت كه : « چرا ظاهر نشده ، چنانچه بايد بر ولينعمت عالميان ظاهر شده . » شاهزاده گفت كه : « نه چنين است . از آثار اخلاص ، قدر آن ظاهر مىشود و ظاهر ساختن آثار در اين وقت ، بر من مقدور نيست . ان شاء الله تعالى بعد از رفتن ( 96 ب ) به هندوستان و متمكن شدن ، مراسلات بسيار خواهد شد . آن وقت آثار اخلاص به منصهء ظهور مىتواند رسيد . » و خطاب به همگى كرده گفت : « مىدانم كه شاه شفقت زيادى دارد ، مىخواهيم كه شما هم مهربان باشيد . » و باز تأكيد كرده گفت كه : « به همه مىگوييم و از همه متوقعيم كه متوجه باشيد . » امراء گفتند كه : « چه گنجايش دارد ، پر ظاهر است كه به تقصير از خود راضى نمىشويم . امر بسيار خطيرى و مهم بسيار
دستور شهرياران ( فارسى ) — صفحة 111
مساهمون: محمد ابراهيم بن زين العابدين نصيرى
ص١١١