گوناگون اطعمه و اشربه كه از موايد و نعم بهشت برين ، نشانه بود و تفرّق اجزاى مجلس بهشتآسا و مرخص شدن امراء و خلوت گشتن محفل ارمنما قدرى هم توقف و مطالب عرض كرده رخصت مراجعت به باغ قوشخانه يافت . « و آنا فانا و ساعة فساعة » آثار توجه خاطر همايون و گوناگون احسانات و انعامات از حد افزون مىديد و هر روزه مناشير تباشير صبح سعادت مشتمل بر نويد ، از عالم غيب جهت تبشير مزيد تأييد مىرسيد .
و به تاريخ چهارم شهر شوال كه مقرب الحضره منجمباشى به جهت بستن شمشير جهانگير و سرافرازى به تاج وهّاج مهر تنوير و اختيار سفر فتح اثر به داروگير ، ساعت سعد پسنديده مبشر آسمانى ، مژدهء طلوع آفتاب آسمان خلافت يزدانى از افق طالع و اقبال آن ماه برج سلطنت گوركانى به عزم نوربخشى چهرهء تيرهروزى و روشنى ساحت آمال و امانى او رسانيد و هاتف يزدانى ، بشارت توجه همت عالىنهمت آن شهريار سليمان منزلت را از جانب بخت بيدار بلند آن شهزادهء ارجمند به مضمون صدق مشحون
« إِنِّي آتِيكُمْ بِسُلْطانٍ مُبِينٍ »
70 آويزهء گوش هوش آن شهزادهء اخلاص آيين گردانيد و از زبان شعاع خورشيد اقبال جديد و پرتو ماه اجلال و نيّر ( 94 آ ) تأييد ، سامعهء معتكفان سماء و سمك و ساكنان ارض و فلك ، تهنيت « مرحبا بالصباح الجديد و اليوم السعيد » مىشنيد كه يزكداران اقبال و جنيبتكشان جاه و جلال ، ابرش روزگار را رام لگام نواب كامياب سكندر مقام نموده و ابلق ليل و نهار را در عنان اختيار بندگان اشرف اقدس شهرياران استظهار درآوردند . نظم :
كشيدند گردون يكى پرشكوه * چو خورشيد ، يكسان برش دشت و كوه
و در برج سعادتآباد ، هلالركاب دولت از مقارنهء پاى آفتاب فلك سعادت به تحت الشعاع درآمده و مانند خورشيد بر توسن آسمان عظمت و اقبال برآمده آسمان سير مدار شوكت و استقلال گشتند . و پرتو توجه و عنايت آن آفتاب مشرق مهماننوازى بر ساحت اميد آن سلالهء سلسلهء سرافرازى ، تابيدن گرفته از راه دروازهدولت و بازارهاى درون شهر رشك امصار ، به ديدن آن عالىنژاد والاتبار ، در كمال شوكت و حشمت و اقتدار روانه و داخل باغ قوشخانهء جنتاطوار گرديدند . و در ميان ، باغ را از تحت الشعاع برآورده از بيت السفر زين به دار المقر زمين نزول فرمودند . و شاهزاده ، استقبال و لب شكرگزارى از خنده ، مالامال نموده در كمال شكفتگى و نهايت فروتنى و افكندگى به شرف سلام و جواب خيرانجام ، ممتاز و به سعادت مصافحه و تهنيت منزل و مكالمهء دوستانه ، سرافراز گشته دست به دست داده ( 94 ب ) داخل عمارت جنتنشان كه محل ملاقات اكثر پادشاهان پناهندگان با شهرياران اين دودمان خلافتنشان است ، گشته به رسم معهود نشستند . و بعد از طى مراسم تفقدات شاهانه و نوازشات پادشاهانه ، عالىجاه ايشيك آقاسىباشى ، تاج عالم خراج را به خدمت اشرف