تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور شهرياران ( فارسى ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
ديار بلكه از ضعف آن هم هيچ‌كار بر نمىآيد ليكن به مضمون بيت :
مددى گر به چراغم نكند آتش طور * چارهء تيره شب وادى ايمن چه كنم ؟
به قدرى كه نام اعانت و همراهى ملازمان و منسوبان اين آستان بر آن صادق آيد ، ضرور و كافى است . چنانچه به قدر يكهزار نفر به سركردگى يكى از بندگان درگاه به مرافقت من مأمور گردند كه حركت به استعجال ، مقدور شود ، هرآينه به صواب ، اقرب خواهد بود . » بعد از رسيدن آن نوشته به نظر كيميااثر اشرف ، بدر منير كوكبهء اقبال از افق دولتخانهء اجلال ، ( 91 آ ) پرتوافكن گشته امر به حضور نجوم سيّار يعنى امراء رفيع مقدار نموده فرمودند كه : « چون آن والاتبار به مموهات هندوستانيان ، فريب خورده و سررشتهء كارفرمايى عقل متين و دورانديشى رأى رزين را از دست داده به هيچ وجه راضى به صبر نمىشود و صلاح حال خود را نمىداند . به نحوى كه خود خواسته مهماندارى صاحب‌هوش با جمعى از جيوش درياخروش كه به زودى و تعجيل ميسر شود كه با او رفيق و روانه شود تا آنكه به مفهوم « ما شاء الله كان و ما لم يشاء لم يكن » خدا خواسته باشد جلوه‌گر عرضهء شهود گردد . » بعد از گفتگو و كنكاش بسيار ، رفتن سپهسالار را به وضعى كه بنا گذاشته شود ، او موقوف داشته انجام اين خدمت و الا و تمشيت اين مهم شديد العنا ، به رأى حزم‌انديش و عقل مصلحت‌كيش مقرب الحضره محمد سليم بيك بيگدلى شاملو داروغهء فراشخانه مرجوع و مقرر شد كه با يكهزار و پانصد نفر از قورچيان صف‌شكن دلير و غلامان هزبرافكن شيرگير و آقايان تهمتن‌تن صاحب شمشير و قوشچيان طغرل‌نشان صور نفير و تفنگچيان قباجوشن آتش‌زفير و توپچيان فولادبدن قلعه‌گير و ملازمان امراء لشكرشكن صايب‌تدبير كه امراى عظام صايب رأى عظيم الاقتدار و اركان الدولهء كرام صاحب‌لواى كثير الاختيار و ريش سفيدان سپاه ظفرپناه فخيم الاعتبار ، انتخاب [ و ] اختيار كنند تا منتهاى ممالك محروسه به لوازم مهماندارى و شرايط خدمتگزارى ، قيام و بعد از رفتن ( 91 ب ) آن رفيع‌مقدار به ممالك هندوستان ، مراجعت نمايند . و مقرب الحضرهء مشار اليه در ازاء اين شفقت‌نمايان ، پاى مبارك بوسيده سر سرافرازى به آسمان رسانيد و زمين خدمت را جبهه‌سا نموده فرق مباهات و افتخار ، فرقدان‌سا گردانيد . و به جهت تدارك احوال مأمورين به اين خدمت و الا ، نواب كامياب اشرف اقدس همايون اعلى ، خود به نفس نفيس متوجه شده به مقرب الحضره محمد سليم بيك خلاع فاخره از تاج و طومار و منديل و قبا و كمربند و يك دست مكمل اسلحه و مبلغ پانصد تومان تبريزى نقد از خزانهء عامره ، شفقت و عنايت فرمودند . و مقرر شد كه ريش‌سفيدان از قورچيان و غلامان و آقايان و توپچيان و تفنگچيان به قدر سيصد نفر انتخاب و به جهت هر طايفه سركرده [ اى ] تعيين و نسخه [ اى ] درست نمايند و از قرار نسخهء ايشان به هر سركرده مبلغ سى تومان و به هر نفرى از ملازمان قشون مبلغ