تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور شهرياران ( فارسى ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
داشته باشم ، رفتن من به آن صوب ، تعذرى ندارد . چه ، پدرم مرد بسيار پير منحنى شده و سلطان معظم برادرم اوقات عمر خود را صرف طلب علم و خط و كمالات نموده از لوازم امور سلطنت خبرى ندارد و سلطان اعظم برادر كوچكتر از او به مرض استسقا و سودا ( 88 آ ) مبتلا و مدتهاست كه معالجه مىكند و از بهبودى اثرى نمىيابد و كامبخش برادر كوچكتر از هر دو ، طفل و جاهل است و نهال فكرش ثمرى نمىدارد . ظاهر حال آن است كه اگر به خدمت پدر ، جهاتى را كه سبب حركات من شد ، عرض و مع هذا اقرار به تقصير نمايم و در مقام استعفا و استدعاى بخشش درآيم ، پوزش‌پذير گشته به آسانى از تقصير ظاهرى من درگذرد . و بر تقديرى كه در مقام پرخاش باشد و برادران را كه تمام خلق هندوستان بر احوال ايشان مطلع‌اند بر من ترجيح دهد ، خلق آنجا كه رفاه حال خود را بيش از پيش مىخواهند و اطاعت و انقياد پادشاهان را از براى خويش مىنمايند ، رجحان نمىدهند و در صورتى كه آن خلق هم مرجح شوند ، شعر :
برهنه پاى نخواهيم ماند ، آبله هست * در آن ديار كه كفشى به پاى همت نيست
البته گمان يارى و اميد مددكارى داريم كه مرتكب چنين امر خطير و مهم عسيرى مىشويم . متاع مقصود ، بىتعب گفت و شنود و شاهد مدعا ، بىصداق مشقت و عنا ، در آغوش تصرف درنيايد و تمتع از مراد حاصل نگردد . [ بيت ] :
دارم از خضر اين وصيت را كه در راه طلب * جاى مژگان ديده را خار مغيلان بهتر است
ليكن چون با نواب طوبى آشيان قدس مكان و پادشاه آفتاب كلاه سليمان‌شأن نمك خورده و مشيت خاطر همايون به آن تعلق گرفته كه مراجعت كنيم ، امتثال مىنمائيم . اما به شهر داخل نمىشويم و به قريهء دولت‌آباد نزول كرده ماه مبارك رمضان را در آنجا مىگذرانيم ( 88 ب ) اگر پادشاهان در گفتهء خود ، راسخ‌دم و در عزم خويش ، ثابت‌قدم باشند ، از آن عظيم‌تر امرى نباشد كه آغازش عين انجام و شروعش مقارن اتمام مىشود و تا عيد مبارك فطر تدارك مىتوانند ديد . چنانچه به وعده وفا فرمايند كه هر حرف خويش را به زمين مذلت نينداخته و با ما لطف كرده ماهچهء علم نيك‌نامى و ذرّه‌پرورى خود را در ميان پادشاهان ، چون آفتاب درخشان ، افراخته خواهند بود و الا بعد از عيد ، بلا تأخير روانهء مقصد خواهيم شد . » عالىجاه سپهسالار ديگر به جواب آن مراتب نپرداخته مىگويد كه : « نزول ملازمان در قريهء دولت‌آباد بنا بر بعد مسافت و تعسر نقل و تحويل ضروريات هر روزه ، بىصورت است . بهتر آنست كه به باغ قوشخانه تشريف آوريد كه به نواب كامياب همايون نزديك باشيد و آمد [ و ] شد رسل به جهت گذاشتن به پاى كار و ادراك ملازمت آن شهريار گردون‌وقار و خدمت عملهء سركار و تحصيل مسكن بر امراى شما و ملازمان خدمت‌گزار ، به آسانى ميسر تواند شد . » شاهزادهء والاتبار ، راضى و سوار شده به