شود و هيچ لذتى از لذات پادشاهى به شهرت نام 54 نيكبلند و هيچ نعمتى از نعماء فرمانروايى به دستگيرى افتادگان مستمند نمىرسد [ شعر ] :
دست هر كس را كه مىگيرى در اين آشوبگاه ( 87 آ ) * بر چراغ زندگى دست حمايت مىشود
مجلس ملاقاتى منعقد نشده . . . 55 توجهات گوناگون و مهربانيهاى از حد افزون ، خرسند و شاكر نسازند ؛ و از وفاى مآل ، اثرى و از نهال عهود ، ثمرى نيافتهام اما يافتهام كه عدم ابقاى به وعد و برندادن شجرهء توجهات و عهد ، نه از جانب مخالف مجانب نواب طوبىآشيان قدس مكان و نه از طرف قرين الشرف نواب همايون سليماننشان بوده بلكه امراء عظام از بدنامى آن نيكنامان ، انديشه نكرده موانع و عوايق جزيى را كلى جلوه داده نگذاشتهاند كه عزم ايشان از قوه به فعل آيد و سحاب اشفاقشان بر چمن اميد بارد و ارادهء ايشان از مكمن غيب به منصهء شهود و امضاء گرايد و بالفعل باز امراء مانعاند و نواب اشرف را به حال خود نمىگذارند . پس چگونه از اين سخنان ، اثر صدقى توقع نمايم ؟ و از اين مواعيد هم چه بوى وفايى شنوم ؟ و از رهبرى صبر خويش چهسان ، رسيدن به منزل مقصود را در نظر اميد درآرم ؟ احتمال ندارد كه ديگر به شهر مراجعت نمايم و در مقام مصابرت درآيم . حالا خود عازم طواف بيت الله الحرام و زيارت مدينهء حضرت رسول الله گشتهام . اگر اين مراتب مقرون به صدق و عزم وفا به وعد و عهد جزم باشد ، مدت اين سفر خير اثر بيشتر از مدت استمهال شماست . تا هنگام مراجعت ، به فرصت تام و مهلت تمام ، تدارك آنچه بايد و شايد ديده شده خواهد بود ، بلاتأخير با شما به هندوستان روانه مىشويم . » ( 87 ب )
عالىجاه مشار اليه گفته بود كه : « رفتن شما به صوب مكهء معظمه و مدينهء مشرفه ، متعذر و مخالف شريعت غرّا بلكه القاء نفس در مهلكه و از محرمات ملت بيضاست و اقدام بر چنين امرى از هوشمندان ، قبيح و خوب نبودن ارتكاب قبيح بر عقلاء ظاهر و صريح است . اگر سفر اختيار نماييد ، جز اين نيست كه به نواحى هندوستان تشريف بريد . و با معدودى از سپاه كه در ركاب شماست ، رفتن به آن صوب هم مخطور و به عمل آمدن منظورات ، غير مقدور و از راه صواب ، دور مىنمايد ؛ اولى آنست كه ولينعمت را مكدر نسازند و قبول توقع ايشان و مراجعت نمايند كه اين وعده مثل مواعيد سابقه كه مبتنى بر انتقال سلطنت هندوستان از والد شما بود ، نخواهد شد و عن قريب از قوه به فعل خواهد [ آمد ] . »
شاهزادهء والاتبار مىگويد كه : « مراجعت و توقف من به اختيار ، بعد از امتحان و اختيار مصلحتبينان اين سركار ، صورت احتمال ندارد مگر آنكه به جبر و حبس و قيد اگر كشته نشوم ، باز گردانيد . عمر ، گذشته و ريش ، سفيد شده بر فرضى كه تا خون ريختن من همراه باشيد ، « ما شاء الله كان » آنچه شود ، شده باشد . بر فرضى كه ارادهء هندوستان