تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور شهرياران ( فارسى ) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
حركت خويش را مهيا ساخت . و به توسط وسايط ، از منع و نصيحت ، متقاعد نگرديد و به مصلحت‌بينى عقلاء ، پا به دامن اصطبار نكشيد . و كاركنان سركارش ، پيشخانهء او را به باغ قوشخانه فرستادند و ملازمانش دست به بستن بار گشادند . لاجرم نواب اشرف او را به مجلس بهشت آيين طلبيده با امراى جانقى نشستند و بالمشافهه ، منع و نصيحت بسيار سرا و علانيه فرمودند و آن شهزادهء والاتبار به سخنان دور از راه صواب و جهات ناپسنديدهء ظاهر الجواب ، متمسك شده آخر الامر ارادهء طواف بيت الله الحرام و زيارت مدينهء حضرت خير الانام و عتباب عاليات ( 84 آ ) رفيع الدرجات عالى مقام را اظهار نمود . و عوايق و موانع نيل آن مقصود را نيز بر وفق شرع انور و ملت ازهر ، بر او شمردند و او راضى و ساكت نمىشد و نهال نصيحت ، ثمرى كه مختار ذايقهء عقل دوربين و مقدمات مصلحت ، نتيجه [ اى ] كه پسند فكرت انديشهء صلاح اين باشد ، نبخشيد . و توقف مجلس بهشت‌آذين و مكالمات و مباحثات طرفين به طول انجاميد و موافق دستور و معمول ساير اوقات كه از ملازمت با سعادت اشرف مرخص مىشد هنگام رخصت و تفرق اجزاى محفل خلد مشاكل رسيد ، پادشاهزادهء عالىمقدار گفت كه : « حالا مرخص مىشوم . » نواب كامياب همايون به زعم آنكه مقصود ، رفتن به مسكن خود است ، اظهار رضا فرمودند . و آن سلالهء سلسلهء گوركانى آن را به رخصت سفر و حركت به صوب مقصد حمل كرده از خدمت اشرف بيرون آمده امر به بردن پيشخانه كرد . و روز ديگر كه سلخ شهر شعبان سنهء 1107 بوده باشد روانهء سفر گرديد و بالاتر از كاروانسراى محمد على بيك در قريهء . . . 39 كه در دو فرسخى شهر ، واقع و سمت راه عتبات عاليات است نزول نموده ملازمان خود را به كوچ و حمل و نقل احمال و اثقال مأمور نمود . بعد از اطلاع اشرف بر حركت اوامر فرمودند كه امراى جانقى با هم نشسته كنكاش نمايند و به هر چه آراى ملك‌آراى آن هوشمندان جهان‌دانش و افكار دشمن‌افگار آن مدبران عالم بينش قرار گيرد به عرض رسانند . بعد از انعقاد ( 84 ب ) مجلس كنكاش و عرض‌آراء به خدمت اشرف چون مانع عمده ، رسانيدن ادعا به درجهء اجابت و قبول استدعاى آن ملتجى درگاه خلافت و اعانت دخيل كاركنان آستان ولايت ، آن بود كه اعانت او در عقوق پدر كه مذموم شرع انور است ، نشود . بنابر آن ، آن امر گزين به عقدهء تعويق و تأخير افتاده بود . و در اين وقت كه آن خجسته‌تبار ، بىتابى آغاز نمود و بدون انجاح مقصود ، روانه ساختن او لايق ناموس سلطنت نبود و در نظر واقفان رموز پادشاهى به تنهايى همين جهت معارض سبب تعويق اعانت او مىتوانست بود و جهات ديگر مرجح جهت همراهى و تقويت او گشته در فكرت اولو الابصار ، اختيار آن را مىستود ، يكى آنكه فرمانفرماى هندوستان در نفاق گشوده راه آمد [ و ] شد ايلچيان و مراسلات دوستانه را كه
دستور شهرياران ( فارسى ) — صفحة 99 | محمد ابراهيم بن زين العابدين نصيرى / محمد نادر نصيرى مقدم