تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور شهرياران ( فارسى ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧

ذكر روانه ساختن شاهزادهء رفيع الشأن سلطان اكبر خلف پادشاه والاجاه سلطان اورنگ زيب فرمانفرماى هندوستان به سمت آن ولايت وسعت‌نشان و سوانحى كه در ذهاب آن سلالهء دودمان گوركانى رخ نموده باعث انعطاف عنان او از جانب مقصد به تقدير كردگار منان گرديده

چون خداى اكبر آفريدگار و مالك كشور سياه و سفيد عشى و ابكار ، عظم شأنه به حسب حركات نيّر اكبر ( 82 آ ) و تجدد اوضاع مهرانور ، شب و روز را گاهى مصدر سعادت و فيروزى و گاهى مظهر شقاوت و تيره‌روزى ساخته و از آن جهت هميشه تبسم صبح خندان ، مشعر از تجلى مهر تابان بر اعيان جهان و همواره سوگوارى شام بر احزان مخبر از هبوط كوكبهء دولت خورشيد فروزان از رتبهء جهانبانى به خاك تيرهء حرمان و انتقال دولت جهانگيرى به ماه درخشان است . و از فصول اربعه فصلى را مطلع اعتدال و ايتلاف ليل و نهار و عهدى را موجب اختلاف و غلبهء ترك روز بر هندوى شب تار و مدتى را باعث زيادتى زنگيان ليالى بر روميان ايام روزگار و زمانى را وسيلهء سردمهرى و افسردگى و خواب غفلت بخت سوگوار گردانيده و بدان سبب پيوسته ظهور خرمى و سرسبزى روزگار از اهتزاز نسيم بهار و شهداندوزى ذايقهء جان در موسم تابستان از ايناع اثمار و عبرت‌بخشى بينندگان هنگام خزان ، از برگ‌ريزى اشجار و استعداد لشكر قيامت اثر دى از اسلحهء رعد و برق و تگرگ و امطار ، جهت قلع و قمع آثار كهن گشتهء روزگار و تازه كردن خرمى بلاد و امصار است . و مالك الملك على الاطلاق و مدبر خالق انفس و آفاق به جهت بقاى نظام اوضاع جهان و ايتلاف ميان ابناى زمان و امتياز اعزه از اذلهء بلاد و اقتصاد بين الامم و العباد به محض حكمت بالغه و مصلحت كامله و عنايت شامله به مضمون
« ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ »
31 ( 82 ب ) بعضى را به رتبهء والاى برترى و بختيارى ، ممتاز و جمعى از ايشان را به مصداق
« وَ رَفَعَ بَعْضَكُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ »
32 به درجهء قصواى سرترى و شهريارى سرافراز ساخته كه از ترس دورباش سطوت ايشان از اعالى برادانى ، ستمى و از اقويا بر ضعفا ، المى نتواند رسيد . و به دستگيرى معدلت آن گروه باشكوه ، مظلوم ، تدارك ظلم ظالم جفاكيش و به موميايى مرحمت آن سلسلهء جليله ، مجبور ، جبر كسر و جبر خويش تواند نمود . ما صدق اين مقال صورت احوال نقاوهء دودمان گوركانى سلالهء سلسلهء شهريارى و