شرح غزوات و معارضاتى كه در اين سال ميمنت اشتمال با جماعت بىعاقبت بلوچ روى داده و حركات ناشايستى كه از آن قوم تبهروزگار به روى كار آمده
هر چند كه افتتاح داستان غزوات [ و ] معارضاتى كه از اطراف ممالك محروسهء وسيع المساحه با جماعت بىدينان گمرهان بلوچ گمرهان بىنشان ، روى داده به حسب ظاهر محل بحث نكتهگيران و باعث عظم شأن آن دزدان و راهزنان است ، اما از آنجا كه نگاشتن وقايع حكايت هر سال ، منظور و جنگى كه محمد على سلطان حاكم گرشك با آن گمراهان و فتح نموده ، در روز اول جلوس ميمنت مأنوس پذيراى وقوع و ظهور بود ، بالضروره شرح ابتسام آن گل غنچهء فتح را گل سرسبد ساخته به ترقيم ساير معارضات و حركات آن طايفه در تلو آن پرداخت .
و شرح واقعهء مزبوره كه از آثار توجه اقبال و آمدكار و خيريتمآل شهريارى آن صاحب دولت و اجلال كه عالميان را به مضمون « سالى كه نكوست از بهارش پيداست » ، اميدوار استيصال ظلم و طغيان و استيلاى عدل و آرام جهانيان در روزگار فرمانروايى آن پادشاه بخت جوان گردانيد ، آن است كه به نحوى كه در اواخر زمان دولت نواب طوبى آشيان قدس مكان نگاشتهء كلك حقايقنگار بدايعآثار گشته مدتى بود كه طايفهء طاغيهء بلوچ [ از ] نهب و غارت اموال مسلمانان و سفك دماء ( 59 ب ) و هتك عرض و ناموس اهل ايمان در ولايات 130 خراسان و يزد و كرمان و گرشك و سيستان و نايين و اردستان ، جرى و دلير گشته و وعيد عظيم التهديد
« سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ »
131 [ را ] نشنيده انگاشته و خبر صدق اثر
« وَ لا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ غافِلًا عَمَّا يَعْمَلُ الظَّالِمُونَ »
132 را از مخبر صادق ، نرسيده پنداشته ، فوج فوج و گروه گروه از بلوچ طاغوكى كه در سر چاهكى كه درسى فرسخى گرشك است ، مسكن دارند و نارويى و ريگى و رخشانى و براهوكى و افاغنه و زيزه و مورزه و موشوايى كه در يك طرف قندهار مىباشند و مكرانى و لاشارى و سيستانى كه در حوالى سيستان و كرمان نشيمن دارند ، از بىراههء بيابان لوط [ لوت ] و برارى و صحارى آن حدود به ولايات 133 مذكوره آمده تاخت و تاراج و نهب و غارت مىنمودند و چون زاجر و مانعى سر راه بر آن بىراهه روان وادى طغيان نمىگرفت ، به مضمون [ بيت ] :
چو بيشه تهى گردد از نر شير * درآيند آنجا شغالان دلير