تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور شهرياران ( فارسى ) — صفحة 56

مساهمون:

ص٥٦
و برخى كه به تازگى آمده بودند ، نامهء خود را به نظر مهراثر رسانيده مورد عوارف و اشفاق شاهنشاهى گرديدند . و عصر روز ديگر دوازده تومان تبريزى نقد و دوازده خان شيرينى به عنوان نياز به توحيدخانهء كريم بىانباز كه معبد سالكان طريق نجوى و راز و ملجاء پناهندگان ستم رسيدهء چاره‌ساز ( 52 ب ) و مأمن‌گريزندگان از گريبان‌گيرى دست تطاول دراز است فرستاده به رسم احياء سنن و مراسم آباء و اجداد و عزم فيض يافتن از آن مقام سدره مقام كه از جملهء مظان اجابت دعوات توحيد به آن صداقت نهاد و استمداد همت از پاكان و راستان سالكان آن مسلك قويم درست‌اعتقاد و خوانده شدن فاتحهء ازدياد عمر و دولت و توفيق عدل و داد ملبس به لباس تاج وهّاج عالم‌خراج به آن بقعهء مباركهء ذات‌ابراج داخل گشته به نسيم ذكر و توحيد و دعاى صوفيان صاف‌طينت ، بحار استجابت را مواج گردانيدند و امراء ملك‌آرايى كه به تاج و هّاج ، سرافرازى داشتند در موكب همايون آن شهريار تاجدار ، داخل آن صومعه شدند و حلقهء ذكر و توحيد گشتند و به مقدم گرامى همايون صوفيان صافى عقيدت را به طريق اخلاص ، رهنمون شدند و به حضور ذات كثير السعادات ذاكران مستجاب الدعوات را به صراط المستقيم خضوع و خشوع در عبادات ، هدايت فرمودند . چه ، اگر توجه ظاهرى ارث‌يافتگان مرتبهء والاى ارشاد ، قرين همت باطنى مروج حق ، به تأييد و توفيق خداداد شامل حال طالبان نونيازان معبد سلوك و سداد نگشتى ، به وساوس ابليس رجيم ، توحيديان آن بقعهء كرياس جنات نعيم ، به خطاب
« قُلْ يا أَيُّهَا الْكافِرُونَ »
113 مخاطب گشتندى به هواجس نفس اماره لئيم موحّدان آن حظيرهء مهبط فيوضات خداى كريم ( 53 آ ) موصوف به صفت
« فَلَنْ تَجِدَ لَهُ وَلِيًّا مُرْشِداً »
114 شدندى . [ شعر ] :
زهى پادشاه هدايت رفيق * زهى شهريار طريقت طريق كز او طور ارشاد دين تازه شد * جهان از سلوكش پرآوازه شد
و قريب به شام از آن موضع سدره مقام چون ماه تمام ، بر آمده و از افق تالار طويله طالع گشته با كواكب نيك‌بخت ملك‌آرا يعنى امراى صاحب‌رأى به كنكاش مشغول گشتند . و عباس قلى خان بيگلربيگى قراباغ و حاكم كاخت ( * ) را كه به رعايت و عنايت گرگين گرجى ولد شاهنواز خان مشهور شده بود به گرفت و گير شحنهء قهر ، موأخذه فرموده عالىجاه كلب على خان زياداغلى ( * ) قاجار را به رتبهء بلند ايالت الكاء قراباغ سرافراز و به لقب والاى امير الامرايى و مصاحبت در عرض مطالب از وسايط بىنياز و به مرتبهء ارجمند سردارى جنود ظفرورود مأمورين سفر گرجستان ، ممتاز و به خلاع فاخرهء تاج و طومار و رخوت ، مشرف پوشش شهريار و شمشير مرصع به جواهر ثمين آبدار و يك دست اسلحهء روزگار زار و اسب مكمل يراق صبا رفتار و تعيين مقررى مهمانى به دستور مسلوك قديم با واليان كاخت ، آن صوفىزاده را كثير الاعتبار ساخته و ميرزا -