اورنگ شاهنشاهى ، اعتماد به طبيب او را از قانون عقل ، دور بلكه مغضوب و مطرود داشتنش را وسيلهء كثرت احتياط و سعى اطباى بقراط دستور مىدانند و اين سنت جاريه و طريقهء لازم الرعايهء هر شهريار خلف بعد از سلف گشته لاجرم طبيب مزبور ( 54 ب ) پا به دامن اعتزال كشيده و ستارهء طالعش در حضيض و بال خزيده و مشغول به دعاى ازدياد عمر و دولت شهريار صاحب اقبال گشته . » از نهايت رحم و مروت و انصاف و فتوت ، از روى كمال حكمت و دانش فرمودند كه : « در صورت استعلاج و عمل به مداواى طبيب ، ملاحظهء اين دستور به مراعات تربيت و حزم ، قريب بود . اما هرگاه والد ماجد ما خود به او رجوع نكرده باشد به چه جهت و تقصير ، تارك ملازمت ما و گوشهگير شده ؟ » و فرمان قضاجريان به احضار او شرف صدور يافته آن مريض الم حرمان و مستمند جاندار وى احسان را حاضر و به نوازش بىكران شاهنشاهى ، مباهى و مفتخر ساختند . و چون بنابر حقوق خدمت سابق به نحوى كه سبق ذكر يافت ميرزا معز برادر كوچك او را به طبابت خاص ذات اقدس اختصاص داده بودند دستور زمان نواب صاحبقران خلدآشيان را كه دو طبيب خاص داشتند منظور نظر كيميا خواص داشته ميرزا محمد باقر را در عوض ميرزا محمد حسين و ميرزا معز را بدل مرحوم ميرزا محمد سعيد به طبابت ذات اقدس و تدابير مزاج انفس ، مخصوص فرمودند . و از اين اداى خوشنماى شاهانه و حركت با مرحمت پادشاهانه ، عالمى را به ذكر محامد صفات خويش ، ترزبان و جهانى را به نشر مناقب و دعاى بيش از پيش ، رطب اللسان نمودند . [ شعر ] :
زهى جهان مروت كه با غبار درش * كسى نبندد بهتان فيض بر اكسير
هميشه بهر تماشاى گلشن خلقش * نسيم از چمن خلد مىكشد اكسير ( 55 آ )
كسى بهشت برين را به خواب اگر بيند * به بار يافتن مجلسش كند تعبير
و محمد بيك پسر عالىجاه رستم خان سپهسالار 117 را بر طبق عرض عالىجاه رستم خان سپهسالار [ و ] بر طبق عرض اسلمس بيك قوللر آقاسى و سليمان قلى بيك ولد زينل خان ايشيك آقاسىباشى سابق حسب الاستدعاى عالىجاه كلبعلى خان زياداغلى در سلك يساولان صحبت مجلس بهشت آيين ، منتظم و به انگشتنمايى چوب طريق به پيمودن صراط المستقيم بندگى اقدام فرمودند .
و وزارت توپخانه را كه به مرحوم ميرزا يوسف برادر عالىجاه اعتماد الدوله مرجوع و در اين وقت ، تصدق فرق فرقدانساى اشرف شده بود به ميرزا رحيم ولد او ، مفوض و سه برادر و يك پسر او را و دو پسر كوچك عالى جاه ايشيك آقاسىباشى و ميرزا سعيد ولد ميرزا يحيى مستوفى خاصه را در سلك ملازمان ، منتظم و از تقصير محمد خان سلطان حاكم سابق البياوت گذشته باز به حكومت مزبور ، سرافراز و مهرعلى - بيك جارچى جزايريان و محمد رفيع بيك زنگنهء جلودار را به رتبهء يوزباشىگرى ممتاز فرمودند و ميرزا جلالاى طبيب سركار خاصهء شريفه را به حرم حرم توأم طلبيده به مرتبهء