ارجمند محرميت و طبابت حرم سربلند فرمودند و بدون تعريف و تحريك احدى از امراء و مقربان ، نظر خورشيد اثر به تربيت اسفنديار بيك غلام پيشخدمت فراشخانه انداخته خاك تيرهء وجودش را رتبهء طلاى دستافشار بخشيده به مرتبهء رفيعهء يساولى صحبت ( 55 ب ) مجلس بهشتآيين و انعام خلاع فاخره و انگشتر و جواهر و اشرفى سرافرازش فرمودند .
و چون عرض اختلال اوضاع مملكت قندهار و عدم اطاعت ايلات ساكن آن ديار و استعفاى نجف قلى خان بىاقتدار ، در خدمت آن شهريار والاتبار به تكرار رسيد ، بعد از انعقاد چندين مجلس كنكاش ، ايالت آنجا را به عالىجاه اسلمس بيك قوللر آقاسى تفويض و به لقب اصلان خان از پردلى و تهورش ، تعريض و دل سركشان زيادهسر آن سرحد را از بيم تيغ سطوتش تبعيض 118 فرمودند و حسب الاستدعاى او عالىجاه فتحعلى خان حاكم شوشتر برادر بزرگ او را به جهت منصب عظيم المرتبهء قوللر آقاسى - گرى به درگاه جهان اميدگاه طلبيده بعد از ورود ، به آن رتبهء رفيع المنزله ، سربلند و به ارجاع ايالت شوشتر به كلب على خان برادر كوچك ايشان ، و حكومت گرشك و نيابت بيگلربيگى قندهار به دورميش خان سلطان ، خويش ايشان ، ارجمند و مبلغ دوازده هزار تومان جهت مواجب مستحفظين آن سرحد به تحويلدارى [ گدا على ] بيك يوزباشى جزايرى اندازان همراه كرده به صوب مقصد روانه و بيگلربيگى سابق را طلب فرمودند .
و چون از گرجستان خبر رسيد كه گرگين ولد شاهنوازخان والى سابق آنجا كه مدتى است كه سر از طوق اطاعت و فرمانبردارى كشيده و گردنكشى و عصيان [ را ] شيوهء خود ساخته برخى از جماعت ضال مضل خود را بر سر راه تعيين كرده بوده ( 56 آ ) كه ملازمان شاه نظرخان والى را كه از درگاه معلى مراجعت نمايند گرفته نزد او برند كه شايد به حكمى كه دربارهء او شده باشد مطلع گردد ، بعد از ورود گدا على بيك و خلعت و رقم مژدهء جلوس ميمنت مأنوس [ كه ] جهت والى مىبرد با ملازمان والى به كمينگاه رسيده آن عاصيان ، از كمين بر آمده بعد از مناقشه و جدال و كشته شدن پنج نفر از گرجيان تتمه را دستگير كرده نزد گرگين پركين مىبرند و خلعت و رقم را از گداعلى بيك گرفته و آن جماعت را محبوس نموده آتش غضب دوزخ لهب شاهنشاهى كه نمونه [ اى ] است از
« نارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ »
119 زبانه كشيده عالىجاه كلبعلى خان زياداغلى مصاحب و سردار قشون مأمور به گرجستان و بيگلربيگى قراباغ و حاكم كاخت را طلبيده مبالغهء بسيار و تأكيد زيادى در كوتاه كردن دست تطاول و طغيان و تنبيه و گوشمال آن بيغوله گرد وادى عصيان فرموده ، او را مرخص ساختند كه به زودى روانهء مقصد گشته به تدارك خدمات مأموره اقدام نمايد .
و حسب المرام آن شهريار خودكام مورد الهام ايزد ذو الجلال و الاكرام در اندك فرصتى به شرحى كه در جاى خود نگاشتهء كلك و بنان احوال ترجمان گشته آن شقى