تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور الوزراء ( فارسى ) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣

عبيد الله بن سليمان

بوزارت المعتضد باللّه قيام مىنمود و بصفت عقل و كياست و فهم و فراست موصوف بود . نقلست كه در سنهء اربع و ثمانين و مأتين « 1 » معتضد قصد كرد كه خطباء را بلعن معاوية بن ابى سفيان « 2 » مأمور گرداند ، عبيد اللّه « 3 » او را از اين حركت مانع آمده ، بدلايل معقوله خاطرنشان خليفه نمود كه وقوع اين صورت موجب اختلال در احوال مملكتست . بنابرآن معتضد از سر آن معنى درگذشت . از نوادر روايات آنكه : صاحب جامع الحكايات از عبد اللّه بن يحيى كاتب نقل كرده كه : در آن ايام كه عبيد اللّه بن سليمان بن وهب « 4 » بتمشيت امر وزارت مىپرداخت روزى جوانى كه آثار پريشانى در بشرهء او ظهور موفور داشت بسر ديوان آمده عريضه‌اى بدست عبيد اللّه داد . عبيد اللّه در آن عريضه نگريسته ، يكى از خدام را گفت كه : اين شخص را نيكو نگاه‌دار ، تا بهنگام فرصت ما يحتاج او را مرتب گردانم و چون مجلس خلوت گشته ، غير از خواص و ندماء كسى نزد وزير نماند پرسيد كه : شما آن جوان را مىشناسيد ؟ جواب دادند كه نى . گفت : او عمر بن محمد بن عبد الملك الزّياتست و محمد بن عبد الملك در وقتى كه متصدى شغل وزارت بود پدر مرا محبوس گردانيده ، به تكليف عنيف مبلغى كلى از وى مىطلبيد . در آن اثناء روزى او را محبوس بسر ديوان حاضر كرده ، در باب طلب مال شدت مىنمود و به قوت تهديد
هامش
( 1 ) سال 284 ( 2 ) در اصل افزوده شده : عليه اللعنه . ( 3 ) در اصل : عبيد اللّه ملعون . ( 4 ) در اصل : وهيب .