بيت
هرآن فالى كه از بازيچه برخاست * چو اختر ميگذشت آن فال شد راست
آنگاه عبيد اللّه عمر بن محمد را بحضور طلبيده ، كما ينبغى بحالش پرداخت و او را بانعام و اكرام وافر بنواخت .
قاسم بن عبيد اللّه « 1 »
در زمان المكتفى باللّه بأمر وزارت قيام مىنمود و بروايتى وزارت المعتضد باللّه نيز كرده بود .
عباس بن حسن « 2 »
بوفور شوكت و اختيار و مزيد حشمت و اعتبار از ساير وزراى صاحب اقتدار « 3 » سمت امتياز و استثناء داشت و بعد از فوت مكتفى بسعى عباس اركان دولت و اعيان حضرت دست بيعت بجعفر بن احمد المعتضد دادند و او را المقتدر باللّه لقب نهادند و چون در آن اوان مقتدر در سن سيزده سالگى بود خواص و عوام زبان بقيل و قال گشادند و عباس نيز از كرده پشيمان شده خواست كه ابو عبد اللّه محمد بن المعتمد را بر مسند خلافت نشاند ، اما چون ارادهء ازلى بخلافت مقتدر تعلق پذيرفته بود محمد در آن ايام بعالم آخرت انتقال نمود . آنگاه عباس قصد كرد كه يكى از اولاد متوكل را كه ابو الحسن كنيت داشت خليفه سازد . بحسب تقدير او نيز از عقب محمد روان گشت و در سنهء 296 حسين بن حمدان كه از عظماى اركان دولت عباسيان بود بىسببى ظاهر عباس بن حسن « 2 » را كشته ، باتفاق بعضى از
هامش
( 1 ) در اصل : قائم بن عبد اللّه
( 2 ) در اصل : حسين .
( 3 ) در اصل : اقدار