تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور الوزراء ( فارسى ) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥
گرديد و در آن محبس بسعى فضل بقتل آمد . نقلست كه سنهء مأتين « 1 » هجرى كه هرثمة بن اعين از عراق بجانب خراسان روان گشت احوال ممالك عرب بيشتر از پيشتر بهم برآمد و ابراهيم بن موسى الكاظم عليه السلام بهوس خلافت آغاز مخالفت كرده ، در يمن خروج نمود و حسين بن حسن افطس علوى بر مكه استيلا يافت و محمد بن جعفر الصادق را طوعا او كرها بر مسند ايالت نشاند و حسن بن سهل از وقوع اين وقايع سراسيمه گشته ، از بغداد بمداين رفت و چون خبر واقعهء هرثمه ببغداد رسيد امراء و لشكريان آغاز غوغا كرده ، عملهء حسن را از شهر اخراج نمودند و در سنهء احدى و مأتين « 2 » منصور بن مهدى را بر خود امير ساخته سر از ربقهء اطاعت حسن بيرون آوردند و حسن بن سهل را در مداين مجال توقف نمانده ، بواسط شتافت و اين اخبار على التعاقب و التوالى بمرو رسيده ، فضل بن سهل آنچه تعلق ببرادرش داشت بعرض مأمون نمىرسانيد ، اما مىگفت كه : در هر بلده‌اى از بلاد عرب علوئى خروج نموده ، داعيهء خلافت دارد و اگر بتدبير اين مهم مشغولى كرده نشود كار از دست رود و مأمون در دفع اين حوادث بمضمون كلمهء
« وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ »
عمل نموده ، برحسب استصواب ذو الرياستين رأيها بر آن قرار يافت كه يكى از اكابر بنى فاطمه را وليعهد گردانند ، تا ساير سادات در مقام رضا آمده ، ديگر در اشتعال نائره خلافت سعى ننمايند و پس از تأمل و انديشهء بسيار قرعهء اين كار بنام امام عالىمقدار على بن موسى الرضا عليهم السلام افتاد و مأمون
هامش
( 1 ) سال 200 ( 2 ) سال 201