تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور الوزراء ( فارسى ) — صفحة 40

مساهمون:

ص٤٠
در سلك احياء انتظام دارد ، چون كسى متوجه دار الخلافه باشد كيفيت واقعه در قلم آريد ، اگر يحيى تصديق نمايد كه اين سفارش از من صدور يافته فهو المطلوب و الا هرچه راى عالى اقتضا نمايد دربارهء من بتقديم رسانيد . عبد اللّه اين سخن را بسمع قبول جاى داده در باب استفسار آن قضيه رقعه‌اى نزد يحيى فرستاد و چون آن نوشته به نظر يحيى رسيد دانست كه حال بر چه منوالست و همان ساعت در جواب نوشت كه : چون درين ولا غبار نقار آن‌جناب از خاطر رفع نموده‌ايم و كدورت و نفاق بصفا و اتفاق تبديل يافته فتح ابواب مراسلت كرده آن شخص را ما سفارش نوشته بوديم ، هرشفقت كه در حق او فرمايند موجب منت خواهد بود . آنگاه يحيى روى بحضار مجلس آورده گفت : اگر شخصى از ديوان امير المؤمنين بدروغ و تزوير باميرى نامه‌اى نويسد سزاى او چه باشد ؟ جواب دادند كه : دست بريدن و پردهء حرمتش دريدن . يحيى گفت كه : اين شيوهء اهل لطف و كرم نيست ، بيچاره‌اى كه باميد بسيار از بغداد بارمنيه رود و اعتماد بر وفور محاسن شيم ما كرده مكتوب ما را سبب حصول مقاصد خود شناسد او را چگونه محروم و نااميد توان ساخت ؟ مثنوى
هرچند كه او گناه دارد * در سايه ما پناه دارد محرومى هركه كرد عصيان * كفرست بنزد اهل احسان
آن جماعت گفتند : همين جبلت تو برين صفت مفطورست و ذات ساير فرق انام از امثال اين خصلت بغايت دور .
دستور الوزراء ( فارسى ) — صفحة 40 | غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير ) / سعيد نفيسى