عبد اللّه بن مالك خزاعى در زمان خلافت هرون الرشيد قواعد نزاع و خلاف مشيد گرديد و خليفه بر حقيقت آن حالت اطلاع يافته هرچند برمكيان در باب انهدام بناى عرض و ناموس عبد اللّه كوشيدند به جائى نرسيد و بالاخره هرون الرشيد او را بأيالت ولايات ارمنيه سرافراز گردانيد ،
نظم
چو لطف ايزدى باشد مددگار * ز قصد كس نبينى هيچ آزار
غرض آنكه در آن فرصت كه عبد اللّه در ارمنيه رايت حكومت برافراخته بود يكى از عمال كه بواسطهء بىكارى و عدم التفات يحيى برمكى در غايت فلاكت سلوك مىنمود مكتوبى در باب سفارش خود از زبان يحيى در قلم آورد و بارمنيه شتافته آن رقعه را عرض كرد .
عبد اللّه چون در آن كتابت نگريست گمان برد كه آن جهة جلب « 1 » منفعت بتزوير خط يحيى را تقليد نموده ، لاجرم آورندهء رقعه را گفت :
از غدر و تزوير مهم تمشيت نگيرد و از كذب و فريب هيچ امرى سمت انتظام نپذيرد ،
نظم
كى رود از پيش حديث دروغ * چند بود شعلهء خس را فروغ
شيشهگر ار شيشه كند لعلفام * طبع سليمش ننهد لعل نام
آن شخص بنابر اعتمادى كه بر كرم يحيى داشت بدلى قوى جواب داد كه : ايها الامير دروغ بر اموات توان بست ، به حمد اللّه كه يحيى
هامش
( 1 ) در اصل « جهت جر »