بر وفق احوال ايشان منوطست و رضاى جناب جلال الهى « 1 » و ارتضاى ساحت اقبال پادشاهى بفراغ بال ايشان مربوط در كنف مرحمت و جوار شفقت خويش مرفه دارد و از سحاب رأفت و غمام عاطفت رشحات عنايت و قطرات رعايت بر كشتزار اميدشان بارد ، تا مضمون در مكنون « ارحموا من فى الارض يرحكم من فى السماء » شامل حال او آيد و از فروغ - - خواطر فارغ « 2 » - - ايشان چهرهء بهبود در آئينهء مقصود روى نمايد .
قطعه « 3 »
دلا قطرهاى چند ز ابر كرم * بكشت اميد مزارع ببار
كه سرسبزى كشت اميد او « 4 » * بر نيكنامى دهد وقت بار
تجار بحار و امصار را كه در بحر طلب و باديهء تعب جهة كسب حلال سياحت كرده ، نفايس دريا بار - - و ظرايف هربلاد و ديار « 5 » - - .
بابناى « 6 » روزگار از صغار و كبار ميرسانند و به حكم حديث صحيح « من اراد الدنيا فليتجر « 7 » » موافق شريعت غراء اقمشهء نفيسه و امتعهء شريفهء دار فنا بتحت تصرف و تملك « 8 » درمىآورند عزيز و گرامى دانسته ، بتشريفات خاص قامت قابليت ايشان را بيارايد و از تمغا و باج و زكات و خراج ايشان به قدر مقدور و امكان چيزى تخفيف نمايد .
بيت « 9 »
تاصيت نام نيك شود منتشر ازو * تا ذكر فعل خير « 10 » ازو يابد اشتهار
محترفات و اهل اسواق را كه متحملان انواع مشاق و متكفلان
هامش
( 1 ) ق : اللهى
( 2 ) در ق اين دو كلمه نيست
( 3 ) خ : بيت
( 4 ) ق :
اميدوار
( 5 ) در خ اين عبارت نيست
( 6 ) خ : بناء
( 7 ) خ : قيسخر
( 8 ) خ : تملك و تصرف
( 9 ) خ : شعر
( 10 ) خ : خوب