تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور الوزراء ( فارسى ) — صفحة 464

مساهمون:

ص٤٦٤
امور ما لا يطاق‌اند بتحميلات گران و كثرت - - اخراجات « 1 » - - قلان « 2 » نرنجاند و نسبت بديشان مراسم نوازش بجاى آورده ، بدان وسيله مملكت را آبادان و معمور « 3 » گرداند . بيت « 4 »
غم زيردستان بخور زينهار * بترس از زبردستى روزگار چو غم‌خوارى زيردستان كنى * باهل هنر لطف و احسان كنى شود ملك معمور و لشكر قوى * بيابى تو هم دولت خسروى
غرباى بىتوشه و فقراى هرگوشه را كه از غايت « 5 » جوع « 6 » در روز قرص خورشيد را گردهء گرم پندارند و از نهايت طمع در شب از خرمن ماه دانهء اميد چشم دارند پرسش و دلجوئى نموده ، نايرهء جوع غريبان را بطعمهء عنايتى بنشاند « 7 » و كلبهء تاريك فقيران را بچراغ رعايتى روشن گرداند « 8 » ، - - كه « 9 » - - : مثنوى « 10 »
غريبان بىتوشه را ياد كن * فقيران هرگوشه را شاد كن ترحم كن اى دل بهر مستمند * كه غربت « 11 » گزيند ز خوف گزند برآور مراد هرآن نامراد * كه دارد ز لطف تو اميد داد دلا بيش ازين در نصيحت مكوش * لب خويش بر بند و بگشاى « 12 » گوش يقين دان كه آن آصف جم سرير * عدالت نهاد و نصيحت « 13 » پذير
هامش
( 1 ) در ق اين كلمه نيست ( 2 ) خ : فلان ( 3 ) خ : معمور و آبادان ( 4 ) خ : شعر ( 5 ) خ : كه رعايت ( 6 ) ق : شبع ( 7 ) ق : بنشانند ( 8 ) ق : كردانند ( 9 ) در خ اين كلمه نيست ( 10 ) خ : نظم ( 11 ) خ : عزت ( 12 ) ق : بربند بكشاى ( 13 ) خ : نهاد نصيحت
دستور الوزراء ( فارسى ) — صفحة 464 | غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير ) / سعيد نفيسى