قمر مكنت آفتاب احتشام * زحل در ركابش كمينه غلام
ز بختش سعادت قرين مشترى * ببزمش كند زهره خنياگرى
سپهر كرم مهر عالىمقام * چو بهرام در حالت انتقام
عطارد ضمير فرشته شيم * پناه خلايق ملاذ امم
سمى رسول قريشىنژاد * كه در ملك پيوسته محمود باد
ندارد بدين پندها احتياج * كه او را « 1 » همينست خوى و مزاج
درين نامه كلك بلاغت « 2 » سرشت * ز خلق حسن هرحكايت نوشت
ز اخلاق نيكش بود اندكى * كسى را درين حرف نبود شكى
مناسب باطوار خود هركسى * ز الطاف او بهره برده بسى
دعايش بود بر همه فرض عين * كه باشد ازو ملك را زيب و زين
خدايا باعزاز خير الورى * به حق نجوم سپهر هدى « 3 »
كه اين خواجهء عادل پاكدين * هميشه باقبال بادا قرين
به دنيا بماناد بسيار سال * نگهبان او حضرت ذو الجلال « 4 »
هامش
( 1 ) خ : مر او را
( 2 ) خ : ملاعب
( 3 ) ق : هدا
( 4 ) در خاتمهء ق چنين نوشته شده : « تم بالخير و السعادة و الاقبال م م م » و در خاتمهء خ : « تمت الكتاب فى شهر رمضان المبارك سنهء عشر و الف » يعنى سال 1010