رايت حصول مرادات برافرازد .
بيت
گروهى كه باشند تقوى شعار * طريق عبادت كنند اختيار
بجز راه اخلاص ايشان مپوى * مرادى كه دارى ازيشان بجوى
شعراء و ارباب انشاء را كه جواهر منظوماتشان
« كَأَنَّهُنَّ
« 1 »
الْياقُوتُ وَ الْمَرْجانُ »
جهة وشاح صباح و ملاح
« حُورٌ مَقْصُوراتٌ فِي الْخِيامِ »
شايد و لطايف منثورات « 2 » ايشان - - كه « 3 » - -
« كَأَمْثالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَكْنُونِ »
گوش و گردن
« وِلْدانٌ مُخَلَّدُونَ » *
را باحسن وجهى بيارايد باصناف لطف و كرم و ايثار دينار و درم راضى و شاكر و خوشدل و مطمئن « 4 » گرداند ، تا اشعار لطافت شعار و منشآت فصاحت آثار مبنى از كرايم « 5 » اخلاق و محاسن اطوارش از حيز قوت بفعل آمده ، بر صحايف روزگار و اوراق ليل و نهار باقى و پايدار ماند .
قطعه « 6 »
حسن كلام انورى است « 7 » آنكه مىكند * تا اين زمان حكايت احسان بو الحسن
باقى بقول شاعر طوسيست در جهان * ناموس شيرمردى كاوس « 8 » و تهمتن
دهاقين و مزارعان را كه انتظام نظام عالم و سرانجام مهام بنى آدم
هامش
( 1 ) در ق در اصل « كه ان هن » بوده و روى آن خط كشيده و در حاشيه درست كردهاند
( 2 ) خ و ق منشورات
( 3 ) در خ اين كلمه نيست
( 4 ) ق : مطمن
( 5 ) خ : كريم
( 6 ) خ : شعر
( 7 ) خ : انورست
( 8 ) خ : شيرمردى و كاووس