مثنوى « 1 »
اگر عقل دارى و فرهنگ و هوش * هميشه بتعظيم سادات كوش
كه تعظيم آن قوم عالىتبار * دهد نفع بسيار روزشمار
علماى عالىدرجات را كه از مشارق راى هدايتنمايشان مشكوة ايمان و مصابيح « 2 » عرفان واضح و روشنست و خلعت وجود ظلمتزداى ايشان بطراز اعزاز
« قُلْ - - هَلْ
« 3 »
- - يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ
« 4 »
وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ »
مطرز و مزين - - است « 5 » - - بنوعى ملحوظ « 6 » عين عاطفت و منظور نظر مرحمت گرداند كه از روى فراغت در بحر علوم تبحر نموده ، جهة ضروريات - - امر « 7 » - - معاش ايشانرا نگرانى « 8 » نماند .
مثنوى « 9 »
مباش از حال اهل علم غافل * كه باشد قولشان كشاف مشكل
مقامات سعادت جاى ايشان * مصابيح هدايت راى ايشان
مشايخ ذو الكرامات كه دست در عروة الوثقاى « الفقر فخرى » استوار مىگردانند و مرويهء صحيحهء
« إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ »
- را « 10 » - - نصب العين ضمير فيضپذير ساخته ، بر سجادهء « لى مع اللّه » وقت اوقات فايض البركات را باداى طاعات و عبادات ميگذرانند بمزيد ارادت و اخلاص و وفور عقيدت و اختصاص ممتاز و مستثنى سازد و از انفاس نفاست سمات ايشان صوانح دعوات نموده ، بدان وسيلهء شريفه
هامش
( 1 ) خ : بيت
( 2 ) خ : در مصابيح
( 3 ) در ق اين كلمه نيست
( 4 ) خ : يعملون
( 5 ) در خ اين كلمه نيست و در ق در بالاى سطر افزوده شده
( 6 ) ق : مشمول
( 7 ) در ق اين كلمه نيست
( 8 ) خ : دلمشغولى
( 9 ) خ : شعر
( 10 ) در خ اين كلمه نيست