تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور الوزراء ( فارسى ) — صفحة 455

مساهمون:

ص٤٥٥
بواسطهء شرارت آن سرخيل ارباب خباثت « 1 » دود از دودمانها برآمد و چندين خاندانها به آتش جور و بيداد سوخته و ناچيز شد . شعر
آتش ظلم او چو يافت صعود * از بسى دودمان برآمد دود
و چون در يازدهم ذى حجهء سنهء احدى عشر « 2 » و تسعمائه « 3 » سلطان صاحبقران بجوار مغفرت رحيم رحمن درپيوست و بديع الزمان ميرزا بشركت مظفر حسين ميرزا بر تخت سلطنت نشست آن مصور نگارخانهء تسويل و محرر كارخانهء تحصيل خواست كه در ديوان هردو پادشاه مهر زند و چون اين مدعا بغايت نامعقول بود او را ميسر نشد . اما صاحب ديوان مظفر حسين ميرزا گشته ، بدستور پيشتر بلكه بيشتر باشتعال « 4 » نايرهء ظلم و عدوان اشتغال نمود و از كثرت جور و بيدادش فرياد از نهاد عباد برآمد و از وفور فتنه و فساد او افغان از جان طوايف انسان به گوش ساكنان هفتم آسمان رسيد . شعر
ز جورش دل دردمندان خراب * ز آسيب ظلمش جگرها كباب
اهل صلاح و تقوى دست بدعا برداشتند و بتضرع و زارى از حضرت بارى دفع شر آن بداختر را مسئلت نمودند . عاقبت تير دعاى مستمندان كارگر گشت و سؤال ستمديدگان بعز اجابت مقرون شد . رباعى
تا كى بود اين جور و جفا كردن تو * وين بىسببى خلايق آزردن تو
هامش
( 1 ) در اصل خ : نقطه گذاشته نشده ( 2 ) در اصل خ : احدى و عشر ( 3 ) سال 911 ( 4 ) در اصل خ : اشتغال
دستور الوزراء ( فارسى ) — صفحة 455 | غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير ) / سعيد نفيسى