تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور الوزراء ( فارسى ) — صفحة 402

مساهمون:

ص٤٠٢
- - خداوندگارى « 1 » - - مقرب الحضرت السلطانى « 2 » كه مربى خواجه مجد الدين محمد بود در مقام جواب آمده ، فرمود كه : هيچ لازم نيست كه بندگان ديوان اعلى در جميع امور تقليد سلاطين سابق نمايند ، بلكه مناسب آنست كه در باب تربيت خدمتگاران كاردان بمقتضاى طبع فطنت نشان اختراعات فرمايند ، مصرع ، « 3 » :
طبع لطيف او همه فكر نكو كند
. بالجمله مناصب مذكوره تعلق بخواجه مجد الدين - - محمد « 4 » - - گرفته ، پرتو عنايت و عاطفت سلطانى بر وجنات احوالش تافت و پايهء قدر و منزلتش بيشتر از آنچه در خزانهء خيال و قوت احتمال درآيد « 5 » ارتفاع يافت و زمام امور ملك و مال من حيث الاستقلال به كف كفايت و قبضهء درايتش درآمد و عتبهء عليه‌اش ملاذ سياهى و رعيت ، بلكه - - ملجاء « 6 » - - امراى با حشمت و وزراى صاحب فطنت شد . بيت « 7 »
شد آن سردفتر اعيان عالم * ملاذ و مرجع اولاد آدم
در ايام اعتبار آن خواجهء كامگار هيچ آفريده را زهره و يارا نبود كه بىحضور و شعور او از مهمات مالى از جزوى و كلى سخنى بعرض رساند ، تا بدان‌چه رسد كه قضيه را فيصل دهد و الحق خواجه مجد الدين محمد كما ينبغى بسرانجام - - جميع « 8 » - - مهام سلطانى و امور ديوانى مىرسيد و در باب انفتاح ابواب عدل و داد و ترفيه و تعمير عباد و بلاد « 9 » سعى موفور بتقديم مىرسانيد .
هامش
( 1 ) در خ اين عبارت نيست ( 2 ) خ : حضرت السلطانى ( 3 ) خ : ع . ( 4 ) در ق اين كلمه نيست ( 5 ) خ : كنجد ( 6 ) در ق اين كلمه نيست ( 7 ) خ : شعر ( 8 ) در خ اين كلمه نيست ( 9 ) خ بلاد و عباد
دستور الوزراء ( فارسى ) — صفحة 402 | غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير ) / سعيد نفيسى