تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دستور الوزراء ( فارسى ) — صفحة 401

مساهمون:

ص٤٠١
صاحب جاه « 1 » بود روزى چند مشغولى كرد و چون وفور فراست و كمال كياستش بر ضمير منير آن پادشاه جهانگير ظاهر گشت رقم اختصاص بر جمال حالش كشيد و روزبروز آن جناب را - - از مرتبه‌اى « 2 » - - بمرتبه‌اى مى رسانيد ، تا مهم بدانجا انجاميد كه حكم شد كه خواجه مجد الدين محمد با وجود منصب رسالت « 3 » و مهر پروانه بر روى احكام و منشورات همايون در برابر مهر بزرگ برقم « اطلع عليه » توقيع كشد و هرگاه پادشاه عالم پناه بر تخت برآمده ، پرتو اهتمام بر تنظيم مهام ملك و مال اندازد خواجه مجد الدين محمد تنها در پاى تخت نشسته ، مهمات ملكى و مالى و سخنان دادخواهان و غير ايشان را معروض دارد و هرحكمى كه شود در قلم آرد « 4 » . بيت « 5 »
از ره و رسمش كمين اين بود كاندر پيش شاه * هركسى بر پاى مىاستاد « 6 » و او بنشسته بود
و چون حكم مذكور بر نهج مسطور صدور يافت نايرهء رشك و حسد در ضماير اركان دولت مشتعل « 7 » شده ، امير حسن شيخ تيمور كه بر اكثر امراء رتبهء تقدم داشت بعرض پادشاه جم‌جاه رسانيد كه : هرگز معهود سلاطين حشمت‌آئين نبوده كه در وقتى كه جميع امراء و اركان دولت دست خدمت بر بالاى هم نهاده ، بپاى ادب ايستاده باشند جهت تمشيت مهمات ملكى و مالى تازيكى را پيش خود بنشانند . - - درين محل « 8 » - - جناب
هامش
( 1 ) خ : صاحبقران ( 2 ) در خ اين جمله نيست ( 3 ) در ق بالاى اين كلمه را ده گذاشته و در حاشيه « وزارت » نوشته‌اند ( 4 ) خ : آورد ( 5 ) خ : شعر ( 6 ) ق و خ : ايستاد ( 7 ) ق : مشتغل ( 8 ) در خ اين عبارت نيست
دستور الوزراء ( فارسى ) — صفحة 401 | غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير ) / سعيد نفيسى