مصنوع خواجه سلمان ساوجى « 1 » را تتبع كرده « 2 » ، اكثرى را از آن صنايع « 3 » بقلم پيروى بر صفحهء بيان نقش نمود « 4 » . مال حالش عنقريب مذكور خواهد شد - - انشاء اللّه تعالى « 5 » - - .
خواجه سيف الدين مظفر شبانكاره « 5 »
از بزرگزادگان مملكت فارس - - و عراق « 6 » - - بود و چون از آن جانب بدار السلطنهء هراة آمد در سلك اعاظم اهل قلم انتظام يافته ، بالاخره سلطان حسين ميرزا « 7 » منصب وزارت - - را « 8 » - - به دو تفويض فرمود و خواجه مظفر مدتى از روى اختيار و اعتبار بسرانجام امور ديوانى و تمشيت مهام سلطانى پرداخت و در آن اثناء جمعى از مردم شرير او را بفنون تصرف و تقصير متهم و منسوب كرده ، سلطان حسين ميرزا « 9 » خواجه را معزول و مقيد ساخت و چون روزى چند از حبس او درگذشت بنا بر سعايت اهل غرض حكم قتل خواجه مظفر صادر گشت . چنان استماع افتاد و العهدة على الراوى كه : در آن محل كه نايرهء غضب خسروى « 10 » مشتعل شده ، بكشتن خواجه مظفر فرمان داد يكى از نواب معروض داشت كه : خواجه صانعى تا چند در زندان محبوس خواهد بود ؟ پادشاه فرمود كه : او را نيز امروز سياست كنند و در آن روز كه از جملهء ايام محرم الحرام سنهء - - . . . 84 « 11 » - - بود خواجه صانعى را از طاق چهارسوق
هامش
( 1 ) ق : ساوهچى
( 2 ) خ : نموده
( 3 ) خ : اكثر آن صنايع را
( 4 ) خ :
فرمود
( 5 ) در ق اين جمله نيست
( 6 ) در ق اين دو كلمه نيست .
( 7 ) خ : سلطان صاحبقران
( 8 ) در ق اين كلمه نيست
( 9 ) خ :
سلطان صاحبقران
( 10 ) خ : سلطانى
( 11 ) در ق رقم سوم را تراشيدهاند و در خ جاى اين ارقام سفيده مانده