اگر صدرى نمىدانيد كردن « 1 » * بياموزيد از صدر طغاجر
سپهر مكرمت احمد كه بربود * كلاه سرورى از چرخ اخضر
و چون كيخاتو خان بر سرير سلطنت نشست امراء و نوئينان « 2 » در تعيين وزير قرعهء مشورت در ميان انداختند و اسامى جمعى از اكابر عصر كه ملازم اردوى اعلى و حضرات خواتين و امراء بودند قلمى ساختند .
هرچند در آن مفصل نام دستور اعظم صدر الدين احمد نبود ، اما چون محرر تقدير منشور وزارت بنام نامى او تحرير - - نمود « 3 » - - هنگام عرض در در آيينهء « 4 » نورانى خاطر ايلخانى بىسابقه انديشهء اين صورت پرتو انداخت كه جهة سرانجام مهام سلطانى و تمشيت معاملات ديوانى صدر الدين احمد زنجانى را وزير مىبايد ساخت . شهزادگان و خواتين و امراء شرط موافقت بجاى آوردند و اين همگان « 5 » را مستحسن نمود و كيخاتو خان خواجه صدر الدين احمد زنجانى را بعالى منصب صاحب ديوانى و شرف لقب صدر جهانى مخصوص گردانيد و انعام آل تمقاى زرين و توقها و گوركا و يك تومان لشكر بر آن منصب فزوده ، صاحب را جميع مهمات وزارت و امارت دست داد و كوكب اقبال صدر جهان در نفاذ امر و علو شأن و مزيد اقتدار و كمال اختيار روى باوج شرف و رفعت نهاد . ابراز شرم ايثار دست گوهربارش غرق عرق خجلت بوده و كوه از اندوه بخشش دل گوهر بخشش خون در درون بسته ، كان لعل و ياقوت ظاهر مىنمود .
بيت
هيچ سائل بخوشدلى و بخشم * لا در ابروى نديده به چشم
هامش
( 1 ) در ق اين مصرع در حاشيه افزوده شده
( 2 ) ق : نويبان و خ : نوينان
( 3 ) در خ اين كلمه نيست
( 4 ) خ : آينه
( 5 ) ق و خ : همكنان