قبضهء اقتدار « 1 » عم نامدار بچه تدبير بيرون آرد « 2 » و شب و روز درين فكرت جانسوز بىقرار كه سلطان احمد را چسان از ميان بردارد و چون پرتو - - اين « 3 » - - معانى بر ضمير انور سلطانى افتاد در اواخر سنهء مذكوره جهة اخذ و قيد كسان ارغون ايلچيان ببغداد فرستاد . صاحب ديوان بكارسازى جنود نصرة نشان مشغولى فرمود و بسيارى از اسباب و ادوات جنك و حرب و آلات ايام « 4 » طعن و ضرب ترتيب نمود و شاهزاده ارغون در عزهء صفر « 5 » سنهء ثلث و ثمانين و ستمائه « 6 » متوجه آذربايجان گشته ، در صحراى را مخواجه ميان او و اليناق كه مقدمهء سپاه سلطان بود مقابله و مقاتله اتفاق افتاد و لشكر ارغون خان شكست يافته ، شاهزادهء شجاعت شعار عنان قرار بصوب قلعهء كلاه انصراف داد . اليناق متعاقب بدان نواحى رسيده و شاهزاده را كه از قلعه پائين « 7 » آمده بود ديد .
است « 8 » جنك بطريق پيشكش گذراند و باتفاق بقلعه رفته ، با يكديگر سخنان گفته ، اليناق بانواع نصيحت ارغون خان را از جانب سلطان ايمن گردانيد . چون شاهزاده به غير از تسليم راهى و بيرون از توكل پناهى نيافت مصحوب اليناق به طرف اردو شتافت و در غوجان باستان سلطنت - - پناه رسيد « 9 » - - . بعد از انتظار بسيار - - سلطان « 10 » - - شاهزاده را بار داد و او را در آغوش مهربانى كشيده ، روى باردوى « 11 » او نهاد و بحكومت مملكت خراسان - - اميدوار ساخته ، جهة تسكين برادرزاده خرگاهى
هامش
( 1 ) خ : اقدام
( 2 ) خ : آورد
( 3 ) در خ اين كلمه نيست
( 4 ) خ : آلات الاايام
( 5 ) خ : سفر
( 6 ) سال 83
( 7 ) خ و ق : پايان
( 8 ) خ : است و در ق نقطه نگذاشته
( 9 ) در خ اين جمله نيست و در ق با خط ديگر در بالاى سطر افزوده شده
( 10 ) در خ اين كلمه نيست
( 11 ) در ق اين كلمه زايل شده و خوانده نميشود