بپوشيدن خلعت وزارت محضوص شده ، فرمود تا بدر خانهء او نقاره زدند و امير معزى در تهنيت وزارت او اين قطعه در سلك نظم كشيده :
قطعه
صدر نيكاختر محمد بن سليمان آنكه هست * چون محمد دينپرست و چون سليمان « 1 » ديندار
از نظام شغل او شد شغل گيتى با نظام * وز نگار كلك او شد كار عالم چون نگار
باغ ملت را ز رسم او پديد آمد درخت * سال دولت را ز عدل او پديد آمد بهار
و مدت وزارت او دو سال و كسرى امتداد يافته ، بواسطهء سوء خلق و كثرت طمع و كراهت منظر و مواعيد دروغ و عدم فضيلت خواص و عوام كمر عداوتش برميان بستند . در جامع التواريخ مذكورست كه :
محمد بن سليمان تقليد خواجه نظام الملك كرده ، اين لفظ را توقيع خود ساخته بود كه : « الحمد للّه على نعمه « 2 » » . روزى بر سر ديوان بر زبان آورد كه : نه محمد و احمد بحسب عربيت يك معنى دارد و هردو نام پيغمبرست « 3 » صلى عليه و آله و سلم « 4 » ؟ جواب دادند كه : بلى . گفت :
پس من توقيع خود را تغيير داده ، « محمد اللّه على نعمه » ميسازم . حضار مجلس از روى تمسخر زبان بتحسين گشاده ، معين الدين اصم كه از كبار فضلا و منشى ديوان سلطان بود خندان شد و سخنان هزلآميز بر زبان راند و محمد بن سليمان با معين الدين آغاز سفاهت نموده « 5 » ، او را غرزن
هامش
( 1 ) خ : محمد
( 2 ) خ : نعمائه
( 3 ) خ : پيغامبر است
( 4 ) ق : صلعم
( 5 ) خ : كرده